
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، الهام نیکبخت؛ این متن را با طرح یک سوال آغاز می کنم؛ چرا در دورهای که هر چند وقت یک بار برحسب نیاز وسایل الکترونیک، نرم افزار و سایر امکانات خود را جهت آسایش و راحتی بیشتر عوض میکنیم، به سراغ آپدیت رسوم دست و پا گیر به ارث رسیده از گذشته نمیرویم؟ مسلماً همانطور که برای به روز کردن وسایل الکترونیکی خود هزینه میکنیم، لازم است برای آپدیت شدن این رسوم هم هزینه بپردازیم. البته این هزینه از جنس متفاوتی است از جنس حوصله، صبر و توان مبارزه با حرفهای نادرست اطرافیان که شاید اگر نسلهای قبل این هزینه را به گردن میگرفتند، ازدواج جوانان در این دوره انقدر سخت نبود.
کرونا با تمام تلخیهایی که به جا گذاشت ثابت کرد که این رسم و رسوم سختگیرانه و نخ نما شدهی ازدواج آرزوی خیلی از جوانها نیست و نبودنشان هم خللی در زندگی آنها ایجاد نمیکند. انگار که همه ما منتظر یک دست آویز بودیم که به آن چنگ بزنیم و بدون دردسر و اعصابخردی به دور از نیش و کنایه اطرافیان زندگی خود را آغاز کنیم.
شاید اگر واقعاً به جملهی عزّت و ذلّت دست خداست، ایمان داشتیم از شکستن سنتهای اشتباه، سرزنشها و سرکوبهای این مسیر نترسیم. مخصوصاً اگر به راحتی که برای نسل بعد و فرزندهای خودمان به وجود میآید فکر کنیم، شاید راحتتر بتوانیم سهم خود را از سختی این تحول برگردن بگیریم و برای اصلاح رفتارهای نادرست مرسوم شده بیشتر تلاش کنیم که شاید پشت این رفتارها هیچ دلیل عقلی و منطقیای نباشد و صرفاً برای آسوده بودن از حرف مردم به آن عمل میکنیم که جای بررسی دارد واقعاً جایگاه حرف مردم در زندگی ما چرا به قدری پررنگ است که حاضریم ابتدای راهی که به تازگی میخواهیم آغاز کنیم را به کام خود، زهر کنیم؟ تازه با وجود تلخ کردن این دوران شیرین به خود بازهم این حرف و حدیثها مثل سایه کنار ما وجود دارد و واقعاً پشت چند درصد از این تشریفات مجلل دل شاد و خاطر آسوده وجود دارد؟
