
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، امیرعباس محمدلو؛ نابرابریهای عظیم، فقر منحط در کنار ثروتهای بزرگ و نداری در کنار داراییهای بزرگ پارادوکسهایی غم انگیز از واقعیت زندگی ما ایرانیان و خیل عظیمی از مردم جهان است. نابرابری که از دل نظامهای مختلف اقتصادی ریشه میگیرد و دولتها هم با روشهای گوناگونی به مبارزه با آن میپردازند. برخی نابرابری را با کوته فکری تمام حاصل استعدادهای متفاوت انسان می دانند بدون در نظر گرفتن جبرهای طبقاتی و اجتماعی، ولی عدهای هم مسئله را خیلی پیچیدهتر از این میدانند و مورد بررسی قرار میدهند و ژرف کاوانه به دنبال علتها هستند.
واقعیت اینست، هر اتفاقی که در زندگی روزمره اقتصادی ما به وقوع میپیوندد دلیل و علتی دارد، علتی که ریشههای آن به ساختار اقتصاد، سیاست گزاری و نهادهای جامعه ما بر میگردد و این ساختارهای اقتصادی هستند که به عنوان یک زیر بنا باعث به وجود آمدن نابرابد است، چون توزیع اولیه در دل همین تولید است.
در قانون اساسی کشور ما هم برای فعالیت بخش تعاونی جایگاه ویژهای در نظر گرفته شده، آیت الله شهید بهشتی به عنوان یکی از تدوین کنندگان قانون اساسی و اصل ۴۳ قانون اساسی در بند دوم این اصل بیان کرده که جامعه باید در تولید به سمت تولید به شکل تعاونی حرکت کند و برای این مهم باید اعطای تسهیلات از طرف بانکهای دولتی به بخشهای تعاونی در اولویت باشد که هم تولید به دست مردم شکل بگیرد و هم جامعه بر اساس عدل بوجود اید و کارگران هم از سودی که ایجاد میکنند نفع ببرند. مسلما گفته بهشتی هیچ گاه تحقق نیافتاده، ولی در چنین جامعه ایست که کارگر با تمام تلاش برای بالا بردن بهره وری کار میکند، و تنها در این جامعه است که عدل از زیر بنای اقتصادی شکل میگیرد. پس به عنوان آخرین نکته میگویم که یک جامعه عادلانه با زیر بناهای عادلانهای مثل تولید تعاونی شکل خواهد گرفت و باید توزیع ثروت و منابع از مرحله تولید عادلانه باشد نه اینکه این شیوه تولید ضد عدالت باقی بماند و بعد از اینکه نابرابری ظاهر شد روی به بازتوزیع و مالیات بیاوریم، که در آنصورت ما به جنگ با علت نابرابری نپرداختیم بلکه در حال نبرد با معلول آن بودیم.
