در دوران مذاکرات هستهای دولت ایران با خیال آنکه در گام بعدی امریکا هم به بندهای برجام و رفع تحریمهای ذیل آن متعهد خواهد بود، به طور یکجانبه، شتابزده و بدون راستیآزمایی به تعهدات عمل کرد.
جوان آنلاین: تجربه تاریخی نشان داده هرگاه ایران چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب، نظام بینالملل را یک نظام قانونمند و مبتنی بر ارزشهای انسانی پنداشته و رفتار خود را بر اساس آن تنظیم کرده، متضرر شده است، حتی فراتر از آن، هرگاه به تصور وجود چنین نظامی و با گمان آنکه احتمالاً امریکا به اصول اعلامی و سخنان خود پایبندی نشان میدهد، سیاستهای خود را بنا نهاده، شامل رویکرد تهاجمی و فشارهای همهجانبه امریکا شده است. در حقیقت، هرگاه دولتهایی انعطاف بیشتری به خرج داده و از بسیاری منافع کشور کوتاه آمدهاند، امریکا نه تنها احترام بیشتری برای ایران قائل نشده بلکه ژست طلبکارانهای گرفته و تهدیداتش را علیه ایران به طور ناگهانی افزایش داده است. به عنوان نمونه در دوره دولت خاتمی، شعار گفتوگوی تمدنها برای جاانداختن گفتمانی بر اساس گفتوگو و تنشزدایی با دولتهای متخاصم در فضای سیاسی پیچید که یک وجه آن، سعی در انحراف گفتمان انقلاب اسلامی در مورد لزوم مقابله با دولتهای مستکبر داشت، اما در همان دوره بود که با وجود کمک دولت وقت به امریکا در مسئله افغانستان، اما ایران محور شرارت نامیده شد و حتی تهدید به حمله اتمی!
در دوران مذاکبرآمدهاند که دلارزدایی و تشکیل بلوکهای اقتصادی و امنیتی، چون بریکس و شانگهای از نمونههای آن است.
ساختار نظام بینالملل مبتنی بر قدرت و سلطه است، بنابراین هر کشوری لاجرم باید به سمت قدرتمندشدن گام بردارد تا بتواند در برابر زیادهخواهی و تهدیدات دیگر دولتها بایستد. در کشور ما هم باید برخی تحلیلگران سیاسی، با درک واقعیتهای جاری و ساختار حقیقی نظام بینالملل به جای آنکه دائماً تجربههای شکست را بیازمایند، خود را با فرایند دشمنشناسی و شناخت اهداف و ابزار آن آگاه کنند، بنابراین واقعیت نظم جهان نباید از سوی ناظران و نخبگان سیاسی داخل به معنای تسلیمشدن در برابر قدرتهای بزرگ و انطباق ایران با نظم تحمیلی امریکا پیش رود بلکه شناخت بازیگران، قواعد و فرصتها برای حفظ منافع ملی باید در چارچوبی واقعبینانه قرار گیرد.
