
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، میلاد مفاخری؛ از وقتی که کودک بودم و روزهایم با اَلک دولک یا بازی با تفنگ آب پاش و گل کوچیک در زمینهای سفت سخت، شب میشد. یا مثلا وقتی که در آن یکی مدل آموزش پرورش آن زمانی که دوران ابتدایی پنج سال بود در کلاسهای مختلط درس میخواندم. یا مثلا ان زمانی که با خواهر کوچکترم دعواهای کودکانه میکردم و سریعا آشتی.
یا حتی همین اخریها که تصمیم گرفتم ادامه این مسیر پر تلاطم را با یکی از همانهایی که از کودگی بزرگترها به هنگام بازی، درس و دعوا گفته بودند مانند مروارید بین صدف و از برگ گل نازکتر است همراه شوم. یادگرفته بودم که زن و جایگاهش بالاتر از همه آن چیزهایی است که من و شما و رسانههای عریض طویل این دنیای مادی سعی در تبین جایگاهش به شکل دنیایی و مادی داشته باشیم، چه بسا اگر حتی جایگاه زن را در عالم مادی خود درست تبین میکردیم کارمان کم از کشف برق نداشت، اما صد حیف که هرچه کردیم و میکنیم برای تقلیل و رساندن جایگاه زن به حد دعوای شیرینتر از عسل مدنظر امثال مسیح علی نژاد است. یعنی دعواهای بی دلیل و احساسی بر سر پوشش و بدتر از آن خلط وظایف زنان با وظایف مردانه با هدف نشان دادن عدم رعایت حقوق زنان این سرزمین و تضیع حقوق آنان.
