
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، امیرعباس محمدلو؛ مدت هاست که شعار محوری هر سال کشور در رابطه با تولید و رفع مشکلات آن قرار می گیرد، شعاری که گرچه نقطه اصلی مشکلات اقتصادی را هدف قرار داده، اما هیچ نتیجه مناسب و یا حتی عملکرد درخوری متناسب با آن نداشته و تقریبا هیچ حرکتی توسط دولت انجام نشده. برای رفع مشکلات تولید در کشور راهکارها در وهله اول بسیار متفاوتند همانطور که در همه بحثهای اقتصادی هیچ تمرکز و یکصدایی بین کارشناسان وجود ندارد، اما به نظر میرسد که شاید امروز با گذشت چندین دهه از عمر برخی سیاستها و برخی اندیشهها زمان آن فرا رسیده که هم کمی روشنگری کنیم و هم کمی دقت نظر برای بهبود وضعیت تولید کشور به کار بگیریم.
یکی از دیدگاههایی که من آنها را دیدگاهای انتزاعی و مکانیکی اقتصاد جریان اصلی میخوانم نگرش خاصی دارد، برای رفع مشکلات کشور و تولید تنها و تنها بر روی اصلاح قیمتهای نسبی و کلیدی تاکید دارد، برای مثال افزایش نرخ ارز، افزایش نرخ بهره، و دیگر ازاد سازیها را مقدمه و کلید حل مشکل تولید معرفی میکند. میگویند که نرخ ارز را بالا ببرید (آزاد کنید) تا قیمتهای داخلی نسبت به سطح قیمتهای خارجی پایین آمده و صادرات افزایش یابد و با بالاتر بودن سطح قیمتهای نسبی کشورهای خارجی واردات کاهش یابد، و تولید روند بهبود را طی کند و همه چیز گل و بلبل شود، و همانطور که آمد کل حل مشکل تولید را در رها کردن و یا دقیقتر بگویم افزایش نرخ بهره و ارز و. میبینند.
این دیدگاه که برگرفته از دیدگاه جریان اصلی علم اقتصاد است، به شدت ساده اندیش و به دور از واقعیت است، برای مثال سالیان سال است که افزایش نرخ ارز در کشور ما ادامه داشته، اما جالب است بدانید واردات کم که نشده هیچ بلکه سالانه با نرخ رشد ۴۵% افزایش داشته (از سال ۷۹)؛ و یا با نگاهی بر روند نرخ ارز و صادرات کشور این امر کاملا قابل مشاهده است که ثبات ارز تاثیر مثبتی بر تولید داشته و نه افزایش آن، و در زمان افزایش نرخ ارز یا صادرات در جا زده و یا کاهش داشته. اما دلیل این امر چیست؟ واقعیت اینست که مهندسهای اقتصاد خوانده مکتب نیاورانی عزیز ما با پیش فرضهای یک کشور توسعه یافته در حال نسخه پیچی برای کشور در حال توسعه ایران هستند و طبیعی است که نهادهای به شدت متفاوت بین این دو باعث خواهد شد اتفاق مورد انتظار تحقق نیابد.
