وقتی یک شهر، تکه‌ای از خاطره‌اش را دوباره پیدا می‌کند

برنا- گروه استانها: بعضی بناها فقط از آجر، سنگ و گچ ساخته نشده‌اند؛ از خاطره ساخته شده‌اند. از قدم‌هایی که روزی در ایوانشان برداشته شده، از نگاه‌هایی که به پنجره‌هایشان دوخته شده و از روایت‌هایی که نسل به نسل نقل شده‌اند. وقتی چنین بنایی از میان می‌رود، فقط یک ساختمان فرو نمی‌ریزد؛ انگار تکه‌ای از حافظه یک شهر نیز گم می‌شود. داستان عمارت کلاه‌فرنگی باغشمال، از همین جنس است.
۱۴۰۵/۰۴/۲۹
.
برنا- گروه استانها: بعضی بناها فقط از آجر، سنگ و گچ ساخته نشده‌اند؛ از خاطره ساخته شده‌اند. از قدم‌هایی که روزی در ایوانشان برداشته شده، از نگاه‌هایی که به پنجره‌هایشان دوخته شده و از روایت‌هایی که نسل به نسل نقل شده‌اند. وقتی چنین بنایی از میان می‌رود، فقط یک ساختمان فرو نمی‌ریزد؛ انگار تکه‌ای از حافظه یک شهر نیز گم می‌شود. داستان عمارت کلاه‌فرنگی باغشمال، از همین جنس است.

به گزارش خبرگزاری برنا در آذربایجان شرقی، گل نسا پارسا: شاید بسیاری از جوانان امروز تبریز، نام باغشمال را بیشتر با ورزشگاه و خیابان‌های اطرافش بشناسند؛ اما همین نقطه، روزگاری یکی از باشکوه‌ترین باغ‌های ایران بود. باغی که ریشه‌هایش به روزگار آق‌قویونلوها می‌رسید، در عصر صفوی رونق گرفت و در دوره عباس‌میرزا، ولیعهد نامدار قاجار، به یکی از مهم‌ترین باغ‌های حکومتی کشور تبدیل شد. در قلب این باغ، عمارتی قرار داشت که همه آن را به نام «کلاه‌فرنگی» می‌شناختند؛ بنایی با گنبد هشت‌ضلعی که سال‌ها بخشی از سیمای تبریز بود.

اما شهرها همیشه آن‌گونه که دوست داریم با گذشته خود رفتار نمی‌کنند.

منبع  : خبرگزاری برنا

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *