دلیل اصلی خصومت امریکا و رژیم صیونیستی با ایران، وجودی و بنیادین است و محدود به چالشهایی که اکنون مطرح میکنند، نیست. این خصومت که در سالهای اخیر افزایش یافته تابعی از رویکرد ضدامپریالیستی، استقلالطلبی و تسلطناپذیری ایران و همچنین تغییرات سرنوشتساز در نظام بینالملل همانند فروپاشی نظام تکقطبی است.
جوان آنلاین: برخی به اشتباه تصور میکنند که نزاع کنونی رژیمصهیونیستی و امریکا با ایران بر سر مسائل هستهای یا به طور گستردهتر شامل دیگر مؤلفههای قدرت ایران یعنی دانش موشکی و جبهه مقاومت است. این دیدگاه غلط که منشأ خطاهای محاسباتی بسیاری در حوزه سیاستورزی برخی جریانهای سیاسی شده است، تنها پازل جنگ شناختی دشمن را تکمیل میکند. در واقع، امریکا طبق راهبرد اصلی خود در منطقه غرب آسیا، خواستار تضعیف بنیادین محور مقاومت و به دنبال آن محو قوای مقاومت است و جنگ تحمیلی ۱۲ روزه بخشی از آن را تشکیل میدهد.
تبیین چرایی جنگ تحمیلی یکی از مهمترین عناصر آگاهیبخش در ورطه جنگ نرمافزاری جبهه غربی و صهیونیستی است، آنها اکنون از طرق مختلف تلاش دارند روایت اهداف جعلی خود را با پروپاگاندای رسانههای وابسته خود غالب کنند و ایران را با بهانه دانش هستهای تهدیدزا مورد تهدید قرار دهند. در واقع، امریکا تلاش میکند نیات شومش در مورد ایران را در کالبد خطر هستهای ایران قرار دهد و با برچسبزنی، حملات جبهه خیه به دنبال ایجاد جایگاه جدید در نظم بینالملل است و عربستان با روسیه و چین (رقیب جدی امریکا) روابط مطلوبی برقرار ساخته است، با ایران عادیسازی و برای امریکا شروطی را تعیین میکند؛ اقداماتی که حدود ۱۰سال پیش دور از ذهن بودند. از این رو در این مقطع حساس جمهوری اسلامی که به عنوان یک دولت ضداستعماری، هژمونی امریکا را در غرب آسیا به چالش کشیده است، باید به طور فعالانه کنشگری خود را برای شکلگیری تدریجی ساختارهای مالی و پولی موازی جهانی و ایجاد فضای جدید برای تعاملات اقتصادی، تجاری و نهایتاً سیاسی معطوف کند، به معنایی دیگر، جدای از عضویت، ایران باید ایده تأسیس چنین سازمانها و ائتلافهای مستقلی را ترویج دهد، از سوی دیگر ایران باید خود را برای رویارویی با انواع تهدیدات و افزایش عدمقطعیتها و پیچیدگیها در محیط راهبردی خود آماده کند.
