رئیسجمهور در پیامی به ایرانیان خارج وعده داده است که پنجره دیپلماسی را نخواهد بست. میدانیم که دیپلماسی چیزی نیست که حذفشدنی باشد. یک فایدهاش این است که دشمن گمان نکند طرف مقابلش سر را چرخانده و جز به جنگ به چیز دیگر فکر نمیکند! اما اگر کسانی که دنبال بازنگهداشتن پنجره دیپلماسی هستند، تمامی پنجرهها و درهای دیگر را به امید رهایی از این پنجره ببندند، یا بدتر از آن، باقی پنجرهها را هم باز بگذارند، اما در خیال و نفس خود تنها پنجره واقعی را همین دیپلماسی بدانند، و حتی بدتر از این دو، گمان کنند که دیپلماسی یعنی ریختن طرح دوستی (آنهم با کسی که بنای دوستی با شما را ندارد)، این دیگر خیلی خطرناک است!
جوان آنلاین: پیام پزشکیان به ایرانیان مقیم خارج از کشور چیزی نداشت که خواننده را متوجه کند چرا این پیام برای ایرانیان خارج از کشور نوشته شده یا چه مفهومی غیر از آنچیزی که آنان میتوانند هر روز از سخنان رئیسجمهور یا اخبار بشنوند، در بر دارد. برای همین نه محمل پیام روشن است نه مقصود آن. پیام به یک گروه خاص باید وجهی از ویژگیهای آن گروه را هدف قرار دهد یا توصیهای که انجامشدنی باشد، بدهد یا مطالبهای کند که آن گروه خاص قادر به انجامش باشند. وگرنه یک پیام عمومی میشود که میتوان به همه آن را رساند.
اگر کنجکاوانه در پیام بگردیم، شاید بگوییم این عبارت که «ایستادگی و حمایت و پشتیبانی مردم،سانی مطرح میکنند که بهخاطر انسجام ملی ایجادشده باید افکارعمومی را در هرحال و هر موقعیت به رسمیت شناخت و برخی دیگر مطالب دیگر میگویند.
با اینحال بهنظر میرسد این پیام که حالا یک مخاطب خاص پیدا کرده و میتوانست مخاطبان دیگری هم داشته باشد، حرف اصلیاش همان است که «پنجره دیپلماسی باز است»!
آقای رئیسجمهور یا تنظیمکنندگان این بیانیه البته دو پاراگراف بالاتر از بازکردن پنجره دیپلماسی «بیاعتمادی به امریکا» را یادآور شدهاند، اما بعد از بازکردن پنجره توضیحی ندادهاند که در حیاط دیپلماسی چه میبینند که میتوان «بهرغم بیاعتمادی» به آن امید بست؟!
