هجمه به انسجام ملی با اسم رمز «تغییر»

پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، کلید خوردن دومینوی برنامه‌ریزی و هماهنگ‌شده بیانیه‌ها و اظهارات سران جبهه اصلاحات، در قالب یک شورش سیاسی، امنیت ملی، استقلال و قدرت ملی را از طرق مختلف هدف قرار داده است

تاریخ انتشار: ۲۸ مرداد ۱۴۰۴ – ۰۱:۲۰

پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، کلید خوردن دومینوی برنامه‌ریزی و هماهنگ‌شده بیانیه‌ها و اظهارات سران جبهه اصلاحات، در قالب یک شورش سیاسی، امنیت ملی، استقلال و قدرت ملی را از طرق مختلف هدف قرار داده است

جوان آنلاین: پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، کلید خوردن دومینوی برنامه‌ریزی و هماهنگ‌شده بیانیه‌ها و اظهارات سران جبهه اصلاحات، در قالب یک شورش سیاسی، امنیت ملی، استقلال و قدرت ملی را از طرق مختلف هدف قرار داده است. مجموعه بیانیه‌های مختلف از سوی این جریان سیاسی که تغییر پارادایم و پیشنهاد تأسیس مجلس مؤسسان را به استراتژی ملی در سخنان روحانی مرتبط می‌کند و سخنان ظریف هم آگاهانه، تغییرات پیشدستانه در داخل ایران را راه‌حل عبور از بحران منطقه معرفی می‌کند، به یک نقطه تلاقی می‌رسند و آن تغییرات ضدساختاری در نظام برای رسیدن به مطلوبیت موردنظر امریکاست. 
مطالباتی، چون رفع حصر و عفو عمومی، اصلاح رویکرد صداوسیما، اصلاح ساختار سیاست خارجی و داخلی، بازسازی تصویر ایران به عنوان یک ملت صلح‌جو! و یکپارچه‌سازی در نهاد‌های تصمیم‌گیری همگی تکرار همان مطالبات نام‌آشنای غیرمدنی و نامشروع سیاسی است که در بطن جریان سیاسی آنها از ابتدا وجود داشته است. 

ادبیات تمامی موارد ذکرشده، مبهم و به عمد طوری طراحی شده است که مقصود اصلی خود را تحت لفافه و به دور از صراحت لهجه بگوید. گرچه این ابهام‌گویی از دید ناظران و تحلیلگران معنا ندارد، اما هم یک سپر تدافعی را در مقابل نقد صریح و عمیق برای خود به وجود آورده و هم زمینه‌سازی تداوم بیانیه‌ها را از سوی گروه‌ها و افراد دیگر فراهم کند. از طرفی، چون دولت متبوع‌شان عنان قدرت را به دست دارد، آنها از صریح‌گویی عدول کرده‌اند تا مبادا با افشای ماهیت اهداف‌شان از سوی جامعه طرد شوند و به دوران ماقبل افول سیاسی‌شان بازگردند و حیات جدیدشان دچار آسیب شود. 

مردم کجای مطالبات هستند؟!

آنها سال‌ها با اسم رمز حمایت از مردم، هم تلاش کردند به اقدامات نامشروع خود اعتبار دهند و هم به طور نامحسوس با هدف قرار دادن پایه‌های قدرت ایران، کشور را در بحران‌های عمیق فرو ببرند. جالب این است که اصلاً مردم در منشور آنها جایی ندارند، نمونه بارز آن همین بیانیه‌ها و اظهاراتی است که به طور شیادانه تلاش می‌کند مطامع نامشروع حزبی را در قالب مطالبات مردمی جا بزند و با نام خواسته مردمی، به ارکان حاکمیت فشار وارد کند. اگر عمیقاً آنها را بررسی کنیم، می‌بینیم که مردم نه تنها جایی در میان آنها ندارند، بلکه تنها به مثابه پلکانی هستند که آنها را به امیال درون حزبی می‌رساند. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *