اصلاحطلبان اصلی دارند که بسیار ناموزون و نامبارک است. آنان در پاییز سال ۱۳۸۷ مانیفستی با عنوان «سند تعاملات پنجساله حزب مشارکت» نوشتند. در آنجا بندی آوردند که بهگمان من همان کاری که اکنون انجام میدهند، همان بند است. آن بند این بود که «هر جا حاکمیت در بحرانهای ملی گرفتار شد، ما باید همان زمان به میدان بیاییم و مطالبات خود را مطرح کنیم.»
جوان آنلاین: خیزش سیاسی جبهه اصلاحات و برخی چهرههای سیاسی وابسته آن بعد از جنگ ۱۲ روزه با اسم رمز تغییر پارادایم طرح درخواستهای نامشروعی، چون تأسیس مجلس مؤسسان، رفع حصر، عفو عمومی، اصلاح صداوسیما، استراتژی ملی و در نهایت تغییر ساختار سیاست داخلی و خارجی، به دلایل پالس ضعف و تسلیمی که به کاخ سفید مخابره میکند، شایسته برخورد است. از این رو با دکتر عبدالله گنجی، تحلیلگر مسائل سیاسی گفتوگویی داشتیم تا به زوایای مختلف این رویداد اسفبار که پایههای قدرت و جایگاه مقتدرانه ایران در جهان را هدف قرار داده، بپردازیم.
به نظر شما مدعیان اصلاحات با این شورش سیاسی، چه هدفی را دنبال میکند و سرمنشأ اقدامات آنها چیست؟
اصلاحطلبان اصلی دارند که بسیار ناموزون و نامبارک است. آنان در پاییز سال ۱۳۸۷ مانیفستی با عنوان «سند تعاملات پنجساله حزب مشارکت» نوشتند. در آنجا بندی آوردند که بهگمان من همان کاری که اکنون انجام میدهند، همان بند ایروند، مثلاً میگویند «مذاکره فراگیر با امریکا» یا میگویند «پارادایم» یا «استراتژی نوین»، اما هیچگاه این مفاهیم را باز نمیکنند و توضیح نمیدهند که منظورشان چیست. برای نمونه، مذاکره فراگیر یعنی درباره چه موضوعی؟ چه باید بدهیم در این مذاکره؟ مذاکره یعنی معامله. حال ما چه میخواهیم در مذاکره فراگیر با امریکا مطرح کنیم؟ در حالی که مطالبات و خواستههای امریکا روشن است و خطوط قرمز ما نیز تغییر پارادایم. هنگامی که آنان وارد جزئیات نمیشوند، مقصود امریکاییها این است که منظورشان همان تسلیم شدن است، یعنی گذشتن از هستهای، گذشتن از موشکی، گذشتن از قدرت منطقهای و حتی گذشتن از جمهوری. بنابراین، چون میدانند جمهوری اسلامی ماهیت خود را نمیفروشد و به حراج نمیگذارد، غرب راضی نمیشود.
