نمودار 1
3. روشن نیست که آقای دکتر غنینژاد بر چه پایهواساسی با «جرئت» بیان
میکنند که سیاست اقتصاد مقاومتی «از یکسو جهت سیاستهای نادرستی است که
در دولتهای نهم و دهم اتخاذ شده بود و از سوی دیگر، صراحتاً بر تعامل با
دنیای خارج و مشارکت فعال و مؤثر در اقتصاد جهانی تأکید دارد.» با چنین
تعبیر ناصحیحی از سیاست اقتصاد مقاومتی، چگونه میتوان دم از مقاومت زد و
درعینحال چشم به «تعامل با دنیای خارج»، یعنی دنیای اقتصادی طراحیشده و
مدیریتشدهی کشورهای سردمدار رژیم تحریم علیه ایران داشت؟ نکند
خداینخواسته ایشان سیاست تسلیم به دشمن را در نظر دارند و تبلیغ میکنند،
اما سیاست تسلیم را در لابهلای گلهای تئوریک اقتصاد نئولیبرالیستی «تعامل
با دنیای خارج و مشارکت فعال و مؤثر در اقتصاد جهانی» پیچیدهاند که
بیشازحد زننده به نظر نرسد.
4. آقای دکتر غنینژاد در ادامه تحلیلهای متافیزیکی خود چنین
مینویسند: «در آن سالها [سالهای دولتهای نهم و دهم] نهتنها مقدار
صادرات نفت کم شد، بلکه میزان واردات کالا از خارج بهشدت افزایش یافت که
این کار البته در سایهی افزایش کمسابقهی قیمت نفت در بازارهای جهانی و
در نتیجه افزایش درآمدهای نفتی بهرغم کاهش مقدار صادرات ایران ممکن شد.»
نگاهی اجمالی به نمودار 2، که دورههای زمانی واردات و صادرات ایران را
نشان میدهد، گویای آن است که بین سالهای 2000 الی 2014 ایران هیچگاه
موازنهی منفی در تجارت بینالمللی نداشته است. مضافاً بالاترین موازنهی
مثبت بازرگانی بینالمللی کشور طی چهارده سال مذکور در نمودار، در دوران
ریاستجمهوری احمدینژاد دیده میشود. اولاً واردات رشد زیادی نداشته و
علاوه بر آن، همانطوری که تئوری واردات پیشبینی میکند، میزان رشد این
متغیر ناشی از افزایش درآمد ملی است که پدیدهای عادی برای هر اقتصاد باز
محسوب میشود.
