سرنوشت سیاه یک سیاستمدار

مقاله ظریف در مجله امریکایی فارن‌افرز به سیاستمداران غربی آموزش می‌دهد که شما نیازی نیست در قبال ایران، چیزی را گردن بگیرید، همین روایت را سر دست بگیرید که «ایرانی‌هاخودشان کشورشان را امنیتی کردند و چوبش را هم می‌خورند». او به چرخه‌ای باور دارد که ایران را امنیتی کرده است و یک سر این چرخه خود ما هستیم؛ بنابراین نتیجه می‌گیرد «تهران باید درک کند که قدرتش می‌تواند دیگران را ناراحت کند و بنابراین این کشور باید از روایت ساختن یک ایران قوی که می‌تواند یکجانبه و تهدیدآمیز به نظر برسد به روایت ساختن یک منطقه قوی تغییر جهت دهد». این فهم از سیاست حتی در کودکستان‌ها هم قفل است و قطعاً بوی خیانت می‌دهد. این است سرنوشت سیاه یک سیاستمدار مفلوک

تاریخ انتشار: ۰۱ دی ۱۴۰۴ – ۲۳:۰۰

مقاله ظریف در مجله امریکایی فارن‌افرز به سیاستمداران غربی آموزش می‌دهد که شما نیازی نیست در قبال ایران، چیزی را گردن بگیرید، همین روایت را سر دست بگیرید که «ایرانی‌هاخودشان کشورشان را امنیتی کردند و چوبش را هم می‌خورند». او به چرخه‌ای باور دارد که ایران را امنیتی کرده است و یک سر این چرخه خود ما هستیم؛ بنابراین نتیجه می‌گیرد «تهران باید درک کند که قدرتش می‌تواند دیگران را ناراحت کند و بنابراین این کشور باید از روایت ساختن یک ایران قوی که می‌تواند یکجانبه و تهدیدآمیز به نظر برسد به روایت ساختن یک منطقه قوی تغییر جهت دهد». این فهم از سیاست حتی در کودکستان‌ها هم قفل است و قطعاً بوی خیانت می‌دهد. این است سرنوشت سیاه یک سیاستمدار مفلوک

جوان آنلاین: جواد ظریف دیروز مقاله‌ای در فارن‌افرز منتشر کرد و در آن با قبول اینکه امنیتی‌شدن ایران در چند دهه اخیر «محصول روایت‌سازی اسرائیل و امریکا» است، تلویحاً می‌پذیرد که برخی رفتار‌ها و گفتار‌های مقامات ایرانی و نظام ایران به بازتولید امنیتی‌سازی کمک کرده است! و یک نتیجه ضمنی هم گرفته است که معیشت و اینترنت و هرچه بر سرمان می‌آید از پیامد‌های مستقیم یا غیرمستقیم همان روایت‌سازی‌هاست! این رویکردی است که روحانی، اصلاح‌طلبان تندرو، و روزنامه‌های کارگزاران، هم‌میهن، شرق و اعتماد سال‌هاست دنبال می‌کنند و حقیقتاً یک خیانت آشکار است. ظاهر این نوشته‌ها و حرف‌ها آنزند. ولی ما باید با گفت‌و‌گو و مذاکره این ذهنیت را از امریکایی‌ها بگیریم که می‌خواهیم کشوری امنیتی باشیم و نباید به سراغ تقویت زیرساخت‌های نظامی خود برویم، چون روایت امنیتی‌سازی را تقویت می‌کند!
از دو حالت خارج نیست. یا غربی‌ها در شکل معمول، ایران را یک کشور امنیتی نمی‌دانند، اما با تریبون آن فرد غیرمسئول یکباره متوجه اشتباه‌شان شده‌اند! یا به شکل پیش‌فرض و قبل از هر اظهارنظری ایران را یک کشور امنیتی و مضر به حال منافع منطقه‌ای خودشان می‌دانند، اما دنبال تریبون‌های خرد و کلان در ایران می‌گردند تا بهانه آن را جور و بعد ایران را تحریم یا به آن حمله کنند؟! پذیرش حالت اول بسیار احمقانه است و پذیرش حالت دوم، یعنی غربی‌ها، در حقیقت ایران را کشوری مستقل که در دفاع از منافع ملی خود مانع منافع منطقه‌ای آنان شده است، می‌دانند، اما هیچ راه مقابله‌ای ندارند و فقط وقتی یک فرد غیرمسئول اظهاراتی امنیتی دارد، غرب به خود حق می‌دهد و امکانش را می‌یابد که تحریم یا حمله کند! این حد فهم از سیاست در هیچ کودکستانی پذیرفته نیست، اما سال‌هاست اصلاح‌طلبان با آن نان می‌خورند و به نرخ روز هم می‌خورند. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *