24 مهر 1399
کتاب ابوباران، خاطرات مدافع حرم مصطفی نجیب از جوانان غیور افغانستان است که با پیوستن به فاطمیون برای دفاع از حرم به سوریه میرود و در مبارزات سخت و طاقتفرسا حضوری فعال دارد.
آنقدر این جوان خواهش و التماس میکند تا حضرت به او اجازه میدهند. وقتی این جوان به میدان آمد، برخلاف اغلب افراد که خودشان را به پدر و جدّشان معرفی میکردند و به اصطلاح رجز میخواندند که من فلانیام پسر فلانی، این کار را نکرد بلکه طور دیگری حرف زد که در منطق گوی سبقت را از همه ربود این جوان به وسط میدان که رسید فریاد زد:
امیری حسینٌ و نِعْمَ الأمیر سُرورُ فواد البَشیرِ النّذیر
یعنیای مردم اگر میخواهید مرا بشناسید من آن کسی هستم که آقای او حسین است، همان حسینی که مایهی خوشحالی قلب پیغمبر (ص) است.
