من می‌گویم، تو بنویس…

سلوی، مادری از دیوانیه عراق است که سال‌ها پیش در مسیر اربعین باهم آشنا شدیم، او که همیشه مطالبم را می‌خواند، این بار از حال و هوای مردم عراق در مراسم تشییع «شهید ایران» می‌گفت تا من ثبت کنم اشتیاق مردمی را که به استقبال رهبر شهید به خیابان‌های کربلا رفته بودند، از روایتی که قرار بود او بگوید و من بنویسم. از اشتیاق مردم عراق، بغض مشترک ملت و بدرقه رهبری که «میهمان سیدالشهدا» بود.
۱۵:۲۴

۱۴۰۵/۰۴/۲۳
سلوی، مادری از دیوانیه عراق است که سال‌ها پیش در مسیر اربعین باهم آشنا شدیم، او که همیشه مطالبم را می‌خواند، این بار از حال و هوای مردم عراق در مراسم تشییع «شهید ایران» می‌گفت تا من ثبت کنم اشتیاق مردمی را که به استقبال رهبر شهید به خیابان‌های کربلا رفته بودند، از روایتی که قرار بود او بگوید و من بنویسم. از اشتیاق مردم عراق، بغض مشترک ملت و بدرقه رهبری که «میهمان سیدالشهدا» بود.

_هلا حبيبتي، شلونچ؟ أختي، مشتاقين إلچ.

_هلا سلوى حبيبتي، إنتِ غالية على كلبي، وأنا هم مشتاقلچ.

_ وينچ هسه؟ رحتوا تحضرون التشييع؟

منبع  : خبرگزاری بسیج

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *