پاسخ مقتدرانه نیروهای مسلح به ماجراجوییهای ارتش تروریستی امریکا
جوان آنلاین: رفتارهای جنونآمیز و اقدامات ایذایی دولت امریکا پس از پایان جنگ ۴۰ روزه علیه جمهوری اسلامی ایران، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، واکنشی از سر استیصال و ناکامی در برابر واقعیتهای جدید منطقه است؛ واقعیتهایی که از یکسو در حضور گسترده و تاریخی ملتهای ایران و عراق در بدرقه رهبر شهید و از سوی دیگر در توان بازدارندگی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و تثبیت نقش تهران در ترتیبات امنیتی خلیج فارس نمایان شده است. کاخ سفید که نتوانسته است در میدان نظامی اراده خود را تحمیل کند، اکنون با اقدامات ماجراجویانه تلاش دارد بر معادلات پساجنگ اثر بگذارد؛ تلاشی که با پاسخ قاطع نیروهای مسلح ایران و تأکید بر مدیریت ایرانی تنگه هرمز، ناکام مانده است.
با این توصیف، رفتارهای اخیر دولت امریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران را نمیتوان جدا از واقعیتهای میدانی پس از جنگ ۴۰ روزه تحلیل کرد؛ جنگی که اگرچه با تجاوز نظامی امریکا به تأسیسات نظامی و حتی غیرنظامی ایران همراه شد، اما در نهایت نتوانسته است اهداف راهبردی واشنگتن را محقق کند. اکنون اقدامات ایذایی و ماجراجویانه کاخ سفید، بیش از هر چیز بازتاب نگرانی از تثبیت قدرت ایران و تغییر معادلات منطقهای است.
بسیاری از تحلیلگران سیاسی معتقدند عصبانیت و واکنشهای شتابزده ترامپ در مواجهها مقابله به مثل خواهد شد و رژیم تبهکار صهیونی هم که پشت این شرارتها است از پاسخ رزمندگان، در امان نخواهد بود.
واقعیتهای پس از جنگ ۴۰ روزه نشان میدهد امریکا نهتنها نتوانسته معادلات منطقه را مطابق خواست خود تغییر دهد، بلکه با واکنشهای نظامی و سیاسی ایران با هزینههای جدیدی مواجه شده است. کاخ سفید اکنون در برابر یک واقعیت غیرقابل انکار قرار دارد: جمهوری اسلامی ایران با اتکا به پشتوانه مردمی، توان نظامی و نقش منطقهای خود، به بازیگری تبدیل شده که نمیتوان با فشار، تهدید یا اقدامات ایذایی آن را از معادلات امنیتی منطقه کنار گذاشت. از این منظر، تلاشهای ترامپ برای بازگرداندن شرایط به پیش از جنگ یا تغییر مسیر تحولات پساجنگ، بیش از آنکه نشانه ابتکار عمل باشد، تلاشی برای مدیریت پیامدهای شکست در میدان است. امریکا چارهای جز پذیرش واقعیت قدرت ایران و تن دادن به ترتیباتی ندارد که بدون نقشآفرینی تهران امکان تحقق نخواهد داشت؛ چراکه تجربه جنگ ۴۰ روزه نشان داد معادلات منطقه نه با اراده قدرتهای بیرونی، بلکه با واقعیتهای میدانی و قدرت بازیگران اصلی آن تعیین میشود.
