روزی که در یکی از شبکه های اجتماعی ایرانی با عابد آشنا شدم هیچ گاه فکر نمی کردم که عاقبت این پیامک بازی ها به کجا خواهد رسید اما زمانی فهمیدم مسیر را به بیراهه رفته ام که دیگر خیلی دیر شده و من آینده ام را نابود کرده ام و … .

به گزارش سیتنا، دختر 15 ساله ای که برای شکایت از همسرش به کلانتری طبرسی شمالی مشهد مراجعه کرده بود درباره سرگذشت خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری گفت: پدرم استاد کار بنایی است که درآمد خوبی دارد به همین دلیل همواره تاکید داشت من و خواهرانم به تحصیلاتمان ادامه بدهیم. در این میان خواهر بزرگم وارد دانشگاه شد و لیسانس گرفت اما تا 28 سالگی ازدواج نکرده بود و مدام اطرافیان سرزنش اش می کردند. او بالاخره سال گذشته با پسری ازدواج کرد که با او در فضای مجازی آشنا شده بود اما همسرش تحصیلات ابتدایی داشت و بیکار بود اگرچه آن ها هم اکنون در کشاکش طلاق هستند اما خواهرم مدعی است برای فرار از سرزنش ها و تهمت های ناروا با آن جوان ازدواج کرده است از سوی دیگر من هم که می ترسیدم سرنوشتم مانند خواهرم شود به فکر ازدواج زود هنگام افتادم.
