نخست، پس از درگیریهای سال گذشته در قرهباغ و به واسطه ایفای نقش مخرب برخی بازیگران منطقهای و فرامنطقهای، روابط دو کشور تحت تاثیر برخی سوء تفاهمها قرار گرفته و اخیرا نیز تنشهای کلامی به واسطه پارهای اظهارنظرها بالا رفته بود. این اتفاق دیپلماتیک نشان میدهد که تیر دشمنان دو ملت به سنگ خورده و دو کشور در حال بازگشت به مسیر قبلی خود و توسعه روابط گرم و تاریخی میان تهران-باکو هستند.
دوم، به طور طبیعی رژیم صهیونیستی که در ایجاد سوء تفاهمهای اخیر میان ایران و آذربایجان نقش محوری داشت به شدت از این سفر ناخشنود است، زیرا تمام تلاشهای چند سال اخیر خود برای جدایی دو همسایه را تا حدود زیادی بر باد رفته میبیند و از همین رو سفیر این رژیم در باکو روز گذشته با تکرار لفاظیهای خود سعی کرده بود آخرین تیر خود را در جهت تخریب روابط تهران-باکو شلیک کند.
تلآویو به زعم خود طی سالهای گذشته در تلاش بوده تا ضمن ایجاد جای پایی محکم در این کشور، اولا از عمق نفوذ سیاسی و معنوی ایران در میان ملت عزیز آذربایجان بکاهد و ثانیا این کشور را به کشوری متخاصم علیه ایران تبدیل کند، غافل از اینکه ریشههای در هم تنیده فرهنگی و اعتقادی دو کشور به این آسانی قابل از هم گسستن نیست و مسئولین عالی تهران و آذربایجان نیز هوشمندتر از آن هستند که در دامهای اینچنینی گرفتار شوند.
سوم، این سفر نشان میدهد که جایگاه ویژه ژئوپلیتیکی و تمدنی ایران و قدرت بازیگری آن در معادلات منطقه و جهان به هیچ وجه قابلانکار نیست و طرفهای خارجی قدرت و ظرفیت به چالش کشیدن این موقعیت و تحریک همسایگان علیه ایران را ندارند.
چهارم، جمهوری اسلامی ایران طی سالهای گذشته و در تمام بحرانهای ایجاد شده در منطقه توسط غرب و به ویژه ایالات متحده و رژیم صهیونیستی و با وجود جنگ روانی گسترده ایجاد شده از سوی آنان به خوبی نشان داده که نه تنها ذرهای چشمداشت به خاک هیچ کشوری ندارد، بلکه با تمام توان خواهان برقراری صلح و امنیت دائمی و کامل در منطقه است و در تحقق این مسیر تمام توان خود را حتی با اهداء خون عزیزانش به کار بسته است.
بر این اساس به نظر میرسد سفر آقای شاهین مصطفیاف به تهران میتواند آغازی مهم و قابل توجه در مسیر ترمیم فضای موجود میان دو کشور باشد و زنگ خطر را برای شیاطینی که تمام تلاش خود را برای بر هم زدن مناسبات تهران – باکو بکار بستهاند به صدا درآورد.
