نرسیدن به اهداف و آرزوها، صرفاً یک ناکامی ساده نیست؛ بلکه در بسیاری از مواقع به یک سوگِ حلنشده در ناخودآگاه تبدیل میشود که دستاوردهای فعلی انسان را مسموم میکند.
مهسا زحمتکش

ما معمولاً برای از دست دادن آدمها، اشیاء یا موقعیتهای عینی سیاهپوش میشویم، اما روانشناسی مدرن میگوید جانکاهترین سوگواری، عزاداری برای «رویاهای زنده به گور شده» است. این سوگ حلنشده، شبیه به روحی سرگردان، در تمام دستاوردهای فعلیمان سرک میکشد و لذت حال را مسموم میکند؛ چون ما در تلهی مقایسهی خود واقعیمان با یک «فانتزیِ ایدهآل و بدون نقص» گیر افتادهایم. صلح کردن با این نسخههای دستنیافتنی، به معنای تسلیم شدن یا بیانگیزگی نیست، بلکه یک جراحی روانی ظریف برای بازپسگیری زندگی از چنگالِ حسرتهاست.
