
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، متن پیشرو پاسخی است به یکی از شبهات رایج درباره نسبت دین با جنگ و خشونت در تاریخ بشر.
تبیین شبهه:
بنابر روایت حوزه، فرض کنید کسی جلوی شما میایستد و با اعتماد به نفس کامل میگوید: «تا حالا فکر کردهای بزرگترین جنایتهای تاریخ بشر را چه کسانی رقم زدهاند؟ نه هیولاها، نه آدمکشهای حرفهای، بلکه انسانهای معمولیای که یک باور مشترک داشتند: اینکه دارند مأموریتی مقدس را انجام میدهند.» بعد برای اینکه حرفش را محکمتر کند، سراغ یکی از عمیقترین داستانهای ادیان ابراهیمی میرود: ماجرای فرمان الهی به قربانیکرد”text-align:justify”>همچنین نمیتوان هر جریان یا حکومتی را که نام دین را بر خود میگذارد، نمایندهی حقیقت دین دانست. همانگونه که گروههایی مانند داعش با وجود استفاده از شعارهای اسلامی، به دلیل فاصله گرفتن از اصول روشن اخلاقی و انسانی اسلام، نمیتوانند معیار شناخت اسلام باشند؛ در ادیان دیگر نیز صرف ادعای وابستگی به مسیحیت یا یهودیت، دلیل پایبندی به تعالیم واقعی آن ادیان نیست.
در جهان امروز نیز نمونههایی وجود دارد که برخی دولتها با وجود ادعای پایبندی به ارزشهای دینی، در برابر کشتار انسانهای بیگناه سکوت کرده یا حتی از اقدامات ناقض حقوق انسانی حمایت کردهاند؛ همانگونه که برخی قدرتهای غربی با وجود سابقه و هویت مسیحی، در برابر جنگها و کشتارهای گستردهی انسانی رفتارهایی داشتهاند که با اصول اخلاقی ادیان الهی سازگار نیست.
در چنین مواردی، مسئله روشن است: وقتی دین از جایگاه هدایت اخلاقی و معنوی خود جدا شود و تنها به عنوان ابزاری برای قدرت، سیاست و منافع انسانی به کار گرفته شود، دیگر با «دین» به معنای حقیقی آن مواجه نیستیم؛ بلکه با سوءاستفاده از نام دین روبهرو هستیم.
