گروه اقتصادی– دکتر حامد قدوسی استاد اقتصاد در دانشگاه استیونس نیوجرسی طی یادداشتی نوشت: عبارتهای اقتصاد و اقتصاددان هر چند اشارههای عمومی دارند ولی علم اقتصاد زیربخشهای تخصصی فراوانی دارد که میتوانند هیچ اشتراک جدی با هم نداشته باشند. مثلا کسی که تخصصش اقتصاد محیطزیست یا بهداشت است کمابیش همان قدر در مورد مباحث دقیق و جزیی کلان – مثل ارز و تورم و نقدینگی – میداند (و بالعکس) که یک متخصص تاریخ هنر یا شیمی. کسی که تخصص بازار کار دارد، احتمالا چیز زیاد زیادی در مورد مفاهیم پیچیده قیمتگذاری داراییها و بازار سهام و حباب و امثال آن نمیداند و بالعکس یک اقتصاددان مالی احتمالا اطلاعات چندانی از نتایج و مفاهیم پشت پژوهشهای گسترده بازار کار و سیاستهای بهینه در این حوزه ندارد.
به گزارش بولتن نیوز، هر چند همه اقتصاددانان- البته به شرط این که واقعا اقتصاد خوانده باشند و ضمنا درسشان را درست و عمیق و کامل خوانده باشند – یک درک عمومی و پایه از یک سری مفاهیم پایه از قبیل این که عرضه/تقاضا چیست و مثلا بازارها چه طور کار میکنند و تعادل چه طور شکل میگیرد دارند، ولی این درک عمومی خیلی وقتها برای تحلیل شرایط و توصیه سیاستی کافی نیست و گاه ممکن است باعث اظهارنظرهایی شود که از نظر علمای آن حوزه خاص غلط یا نادقیق باشد. خصوصا که تحلیل دقیق و مفید در اقتصاد، نیازمند شهود مبتنی بر داده و جزییات نهادی هم هست. حتی اگر کسی تحصیلات کمابیش مرتبط داشته باشد، میتواند با جزییات نهادی و دادهها و رفتار مدلها و مسایل قانونی و … یک کشور یا یک صنعت دیگر آشنا نباشد و نتواند نظری بدهد که ارزش افزوده جدی داشته باشد (مثالی از اهمیت جزییات نهادی را در چند پست قبلی در مورد تامین مالی از مسیر بازار سهام در ایران نشان دادیم).
در این بین یک گلهای که از همکاران عزیز روزنامهنگار اقتصادیمان داریم همین عدم توجه به تخصص افراد در دعوت به نظر دادن است. تصور میکنم بیشتر ما سیاهه بلندی از پاسخ منفی به درخواست مصاحبه یا یادداشت یا میزگردها و … هایی داریم در موضوعات اقتصادی ولی خارج از حوزه تخصصمان. خود من دهها دعوت از این نوع برای صحبت در موضوعات گستردهای – از حذف چهار صفر گرفته تا بازار ارز یا سیاستهای جمعیتی یا قیمتگذاری خودرو – دریافت کردهام که خب همهگی خارج از حوزه اطلاعات و تخصصم است و مجبور به عذرخواهی بودهام.
