گروه اقتصادی– مهدی تدینی، مترجم و فاشیسمپژوه طی یادداشتی پیرامون گرانی مرغ اینچنین نوشت: مدلهای اداره اقتصاد انگشتشمار است. از قرن نوزدهم مدافعان سوسیالیسم مارکسیستی روز به روز نیرومندتر میشدند و تلاش میکردند نظام کاپیتالیستی را کنار بزنند. اما کسانی هم دنبال راه سومی میان کاپیتالیسم و سوسیالیسم بودند؛ به این معنا که بازار کاپیتالیستی بماند اما باید آن را «هدایت کرد».
به گزارش بولتن نیوز، این نوع اقتصاد «مداخلهگری» (interventionism) است. اما بازار یک نهاد پیچیده و ارگانیک است که دستکاری آن پیامدهای ناگواری دارد و نتیجهای که برجا میگذارد معکوس هدفی است که مداخلهگران در سر داشتهاند. ما هم که در ایران الگوی اقتصادی ثابت و پایداری نداشتیم، گاه تمام اقتصادمان متاثر از مداخلهگری میشود (گذشته از این معضل بزرگتر که اقتصاد طفیلی توسریخورِ سیاست است). در این نوشته میخواهم بگویم لودویگ فون میزِس، اقتصاددان اتریشی، صد سال پیش دقیق توضیح داده که مداخله در بازار چه سرنوشتی دارد. او گفته بود مداخله در بازار برای بهبکند. عرضه و تقاضا باید همدیگر را طبق قیمت ایدهآل بازار [یعنی طبق قیمت تعیینشده در بازاری محدود نشده] پوشش داده باشد. اکنون وقتی با دستور دولت قیمتی پایینتر تعیین میشود، تقاضا افزایش پیدا میکند، در حالی که در عرضه تغییری ایجاد نشده است. ذخیرههای موجود برای تأمین همه کسانی که آمادهاند قیمت مصوب را پرداخت کنند، کفایت نمیکند. بخشی از تقاضا تامین نشده خواهد ماند. سازوکار بازار که در حالت عادی با تغییر سطح قیمت عرضه و تقاضا را پوشش میدهد، در این جا دیگر کار نمیکند. اکنون کسانی که حاضر بودند قیمت مصوب دولتی را پرداخت کنند، باید دست خالی از بازار برگردند.

