
گروه اقتصادی – ارسلان ظاهری کارشناس اقتصاد راهبردی در یادداشتی نوشت: از منظر اقتصاد راهبُردی که تلفیقی از علم اقتصاد و علم استراتژی است، بررسی شاخصهای اقتصادی دهه 90 به ما میگوید؛ قطار اقتصاد ایران بهدلیل قرار گرفتن در یک «چرخۀ معیوب تشدیدشونده» از ریل خود خارج شده است و نشانههای آن را میتوان در تورم بیسابقه 52درصدی، کوچک شدن بیش از 30درصدی سفره مردم و مضیقه معیشتی طبقات متوسط و محروم، متوسط رشد بیش از 25درصدی نقدینگی کنار متوسط رشد حدود صفردرصدی تولید در سالهای اخیر و نظایر آن ملاحظه کرد، لذا دولت آینده باید تلاش خود را بر بازگرداندن اقتصاد به ریل اصلی متمرکز کند. این تغییر ریل ابتدا باید از مراکز تصمیمساز اقتصادی آغاز شود و ضروری است که تفکر اقتصادی حاکم بر مراکز تصمیمساز کشور تغییر کند، زیرا این تفکر بهعنوان خالق وضع موجود، قطعاً نمیتواند ناجی اقتصاد کشور از شرایط نامناسب فعلی باشد.
نسخههای اقتصادی یک تفکر برای دولتهای پس از جنگ
به گزارش بولتن نیوز، از آنجاکه تقریباً در همه دولتهای پس از جنگ تحمیلی یک تفکر اقتصادی در مراکز تصمیمساز کشور حاکم و غالب بوده است، از این حیث باید به دولت آینده انذار داد تا مبادا گرفتار نسخههای مخرّب این تفکر شود، تفکری که از اوایل دهه هفتاد شمسی شکل گرفت و علاوه بر تعمیق شکاف طبقاتی، ناهنجاریهای اقتصادی ـ اجتماعی را نیز بهدنبال داشته است. این تفکر در دهه هفتاد «نسخۀ آزادسازی» را به دولت آقای هاشمی، در دهه هشتاد «نسخۀ بانک خصوصی» را به دولت آقای خاتمی و در دهه نود ضمن مخالفت با طرح مفید مسکن مهر، «نسخۀ حذف یارانه و آزادسازی قیمتها» را به دولت آقای احمدینژاد هم تحمیل کرد و چند ماه پس از اجرای شوک درونی حذف یارانه، آمریکاییها با شوک بیرونی، زانوی تحریم خود را بر گلوی اقتصاد ایران فشردند و ازآنجا بود که قطار اقتصاد ایران از ریل خارج شد.
