حدود ۵۰ سال داشتم. یک روز اهالی تقاضا نامهای نوشته و میخواستند به عرض پادشاه وقت «ناصرالدین شاه» که آن وقتها جوان بود برسانند ولی به علت دوری راه کسی حاضر نبود این نامه را به مقصد برساند.

به گزارش سیتنا، چند روز قبل در روزنامه نشسته و به انجام کارهای مربوطه مشغول بودم که زنگ تلفن به صدا درآمد. کسی که آنطرف خط بود گفت: «شما اطلاع دارید که در حیدر محله رودسر پیرمردی زندگی میکند که هماکنون در حدود یک قرن و نیم عمر دارد و در این سنین باز هم به کار و فعالیت مشغول است؟
