
به گزارش صراط به نقل از فرهیختگان، امین مالکی، پژوهشگر اقتصادی: از ۲۱۵ سال پیش زمانی که «محمد کاظم»، فرزند نقاشباشی عباسمیرزا (در عهد فتحعلیشاه) برای ادامه تحصیل به اروپا رفت و جوانمرگ شد، تا به امروز تحلیل تبارشناختی رفتار نخبگان فکری نشان میدهد که پدیده سرخوردگی و یأس فلسفی روشنفکران پس از مواجهه با نمودهای تجدد، همواره یک الگوی تکرارشونده بوده است. این گروه از کنشگران فکری غالباً پس از رویارویی با مظاهر تمدن مدرن و مقایسه ناگزیر آن با ایستایی ساختارهای بومی، دچار نوعی درماندگی تحلیلی و بحران هویت میشوند و خروجی فکری چنین مواجههای عموماً بیش از آنکه ارائه کلاننظریههای راهگشا یا راهبردهای عملیاتی توسعه درونزا باشد، بیشتر بازتولید گفتمان ناامیدی، انفعال و در نهایت تجویز تسلیم ساختاری در برابر قدرت هژمون است. این سنت فکری مرعوب، با فروکاستن پیچیدگیهای گذار به مدرنیته به یک دوگانه مطلق و بنبستآفرین، عملاً عاملیت ملی را نفی میکند و با یک زبان شبهعلمی گزارههایی را صورتبندی میکند که پیامدی جز بازتولید انسداد و القای ناتوانی تاریخی در بستر جامعه هدف به همراه ندارد. آنچه تحت عنوان «گزارش داووس چین ۲۰۲۶» توسط جناب آقای «محمود سریعالقلم» تهیه شده را باید در همین نگاه تبارشناختی دستهبندی کرد و البته این بار متن پر از «خلط مفهومی» و «جهش تفسیری» نیز است. نویسنده با یک سلیقه شخصی و فکری خاص، دادههای آماری را با گزارههای ارزشی تلفیق کرده و روندهای جهانی را با برخی تجویزهای ارزشی درهمآمیخته است. در ادامه به پارهای از این موارد اشاره شده است.
