
امارات متحده عربی طی سه دهه گذشته با تبدیل بنادر، فرودگاهها و مناطق آزاد خود به گرههای جهانی تجارت، جایگاهی فراتر از یک اقتصاد نفتی به دست آورده است؛ اما همین تمرکز زیرساختی، چهار نقطه را به شریانهای حیاتی این کشور تبدیل کرده است؛ شریانهایی که اختلال در آنها میتواند معادلات اقتصادی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.
هرگاه سخن از قدرت اقتصادی امارات متحده عربی به میان میآید، معمولاً نگاهها به سمت برجهای بلند دبی، مراکز مالی بینالمللی و درآمدهای نفتی ابوظبی معطوف میشود؛ اما پشت این تصویر، شبکهای از زیرساختهای حیاتی قرار دارد که ستون اصلی نقش جهانی امارات را شکل داده است؛ بنادر عظیم، فرودگاههای بینالمللی، مناطق آزاد تجاری و مراکز لجستیکی که این کشور را به یکی از مهمترین گرههای تجارت، انرژی و حملونقل جهان تبدیل کردهاند.
از همین رو، پس از هشدار یک مقام آگاه نیروهای مسلح در گفتوگو با فارس درباره ضرورت تخلیه فرودگاههای دبی و ابوظبی و بنادزگاری برخوردار است و در صورت بروز اختلال، بخشی از جریان کالا و خدمات میتواند به مسیرهای جایگزین منتقل شود؛ اما این جابهجایی معمولاً با افزایش هزینه، کاهش بهرهوری و ایجاد فشار مضاعف بر زیرساختهای جایگزین همراه خواهد بود.
در مجموع، اهمیت جبلعلی، فجیره، فرودگاه دبی و فرودگاه زاید در این است که این چهار مرکز، صرفاً تأسیسات حملونقل نیستند؛ بلکه ستونهای اصلی مدل اقتصادی امارات بر پایه تجارت، انرژی، لجستیک و اتصال به اقتصاد جهانی به شمار میروند.
وقتی چهار شریان حیاتی امارات همزمان تحت فشار قرار گیرند
چهار مرکز جبلعلی، فجیره، دبی و ابوظبی در واقع چهار حلقه یک زنجیره واحد هستند که تجارت دریایی، انرژی، حملونقل هوایی و جریان سرمایه را به یکدیگر متصل کردهاند.
امارات طی سه دهه گذشته توانسته است مزیت جغرافیایی خود را به یک مزیت اقتصادی و ژئوپلیتیکی تبدیل کند؛ اما همین تمرکز زیرساختهای حیاتی در چند نقطه محدود، اهمیت و حساسیت آنها را افزایش داده است.
اختلال گسترده در این مراکز میتواند نهتنها تجارت و اقتصاد داخلی امارات، بلکه شبکههای لجستیکی منطقه، مسیرهای حملونقل، بازار انرژی و بخشی از زنجیره تأمین جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل، این چهار نقطه صرفاً تأسیسات اقتصادی نیستند، بلکه ستونهای اصلی جایگاه منطقهای و بینالمللی امارات محسوب میشوند.
