
به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو؛ صبح زود است، زمانی که هنوز کوهها در مه غوطهورند و هوای سرد صبحگاهی، نفسها را در سینه به سادگی محبوس میکند. در دل این سکوت، گروهی از دانشجویان دانشگاه تهران با کولهپشتیهایی پر از رنگ و ابزارهای نقاشی، به سمت یکی از روستاهای دورافتاده شمال شرق کشور راهی میشوند. این سفر که چند ساعت طول میکشد، پر از اشتیاق و آمادگی است. هیچکدام از اعضای گروه حتی از فکر کردن به ساعتها ترافیک یا مسیری طولانی، خسته نمیشوند. آنها منتظرند تا کارشان را شروع کنند، منتظرند تا به هدفی که در دل دارند برسند.
سرانجام پس از ساعتها سفر، اتوبوس به روستا میرسد. هنگامی که گروه به مدرسه میرسد، بلافاصله از وسایل خود پیاده میشوند. گویی از همان لحظه اول ورود، دنیای جدیدی برایشان آغاز شده است. صدای خنده و گفتوگوی کوتاه بین اعضای گروه به سرعت جای خود را به حرکتهای جدیتر میدهد. آنها کولهپشتیها را باز کرده، قلمموها و رنگها را آماده میکنند. نگاههای پر از انرژی و شوق آنها به سرعت به دیوارهای مدرسه دوخته میشود.
