
شعر «خاک وطن که رفت چه خاکی به سر کنم» را باید فریاد شاعری دانست که وطن را نه مفهومی انتزاعی، بلکه حقیقتی زنده، عزیز و در معرض نابودی میبیند.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: شعر «خاک وطن که رفت چه خاکی به سر کنم» از شناختهشدهترین سرودههای میرزاده عشقی است؛ شعری که در آن سوگ، خشم سیاسی و عاطفه میهنی درهم میآمیزند. این اثر، هم بازتاب بحرانهای ایران در سالهای پس از مشروطه است و هم نمونهای برجسته از زبان مستقیم، کوبنده و خطابی شعر سیاسی آن دوره.
میرزاده عشقی از چهرههای صریح، معترض و تاثیرگذار عصر مشروطه بود؛ شاعری که شعر را نه صرفا وسیلهای برای بیان احساسات فردی، بلکه ابزاری برای اعتراض سیاسی و بیدارسازی اجتماعی میدانست. در میان آثار او، شعر «خاکم به سر، ز غصه به سر خاک اگر کنم / خاک وطن که رفت، چه خاکی به سر کنم؟» جایگاهی ویژه دارد؛ زیرا در آن، مفهوم وطن از یک مضمون انتزاعی فراتر میرود و به موجودی زنده، عزیز و ازدسترفتنی بدل میشود. همین ویژگی، شعر را به یکی از ماندگارترین نمونههای شعر سیاسی-میهنی معاصر تبدیل کرده است.
