۲۰:۳۲ – ۱۳ تير ۱۴۰۵
«خیلی دیر آمدیم…» اولین و ماندگارترین جملهای بود که از یک مرد باشرف میشد شنید.
باشگاه خبرنگاران جوان – «خیلی دیر آمدیم…» اولین و ماندگارترین جملهای بود که از یک مرد باشرف میشد شنید. مردی که از اهواز با همسر و سه فرزندش کیلومترها راه را دو روز پیش از وداع طی کرده بود برای جبران حسرتِ دیداری که دیگر هیچوقت تکرار نمیشد.
همین که بهش گفتم: «چرا اینقدر زود اومدید؟» نگاه تلخی تحویلم داد و با تُرشرویی جوابم را داد: «زود اومدیم؟! کجا زود اومدیم؟ اتفاقا خیلی دیر کردیم خیلی!» خیلی آخرش را آنقدر کشید و سرش را به نشانه تأسف طوری تکان داد و غضب کرد که از سؤالم پشیمان شدم.
