
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، تردیدی نیست که وارد نمودن ضربات کاری بر پیکر دشمن سفّاک آمریکایی-صهیونی، سبب شده است تا تاسیسات حیاتی و نفتی ایران عزیز را هدف قرار دهد. این نه از سر سهو و اشتباه، که از سر خشم و درماندگی است. هرچند در روز اول جنگ موسوم به رمضان، عالی ترین رهبر مسلمانان عالم حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای و تعدادی از فرماندهان و مقامات عالی حکومت اسلامی ایران، توسط شقی ترین افراد مورد ترور قرار گرفت، در مقابل تمامی پایگاه های مبدا تخاصم و اهداف راهبردی رژیم صهیونی با اقدامات تلافی جویانه مواجه شد و تاسیسات مرتبط با این ائتلاف منحوس نیز در سرزمین های حاشیه خیلج فارس و سرزمین های اشغالی مورد اصابت قدرتمندانه قرار گرفت. با وجود این، تحقق «صلح پایدار» در منطقه و ممانعت از جنگی دوباره توسط دولت های استکباری و در راس آن ها آمریکا و رژیم اشغال گر اسرائیل، نیازمند حرکتی بنیادین و اساسی است. چراکه در غیراین صورت، دشمن پس از وقفه ای کوتاه دوباره درصدد ضربه زدن به ایران اسلامی برخواهد آمد.
ازاین رو، آتش بس بدون ضربه فلج کننده بر پیکر دشمن غارت گر و ستم پیشه، حماقتی انکارناپذیر بوده و در آینه ادله استنباط احکام اسلامی، حقیقتی نامشروع است. نوشتار حاضر به طور گذرا قصد دارد به شیوه توصیفی-تحلیلی به این مسئله پرداخته و با به بهره مندی از سوابق تاریخی بی وفایی به پیمان توسط دولت استعمارگر آمریکا و رژیم کودک کش صهیونی، و همچنین اصل وزین دفع فتنه که برگرفته از آیه شریفه «وَ قَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَکُونَ فِتْنَهٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلَّه» (انفال/۳۹)، به بیان راهکاری در خاموش نمودن چراغ فتنه افروزی دشمنان مستکبر برآید.
بخش اول: مهادنه در گرو دفع فتنه
