۱۲:۳۳ – ۲۳ تير ۱۴۰۵
واشنگتن با فریب نتانیاهو و بیعقلی ترامپ خود را درون باتلاقی انداخت که اقتصاد جهانی را به چالش کشید.
باشگاه خبرنگاران جوان – دیپلماسی در خاورمیانه را میتوان با استعارههای گوناگون روایت کرد، اما شاید برای فهم منطق کنونی تهران و واشنگتن پس از چهل روز رویارویی مستقیم نظامی، هیچ تصویری رساتر از دو ضربالمثل کهن ایرانی نباشد: «از خرس یک مو کندن غنیمت است» و «از این ستون به آن ستون فرج است». این دو تعبیر، فراتر از حکمت عامیانه، در ماههای اخیر به الگوهای نانوشتهای بدل شدهاند که رفتار دو طرف را پشت میز مذاکره هدایت کردهاند؛ یکی بر کسب موقت و حداقلی امتیاز و دیگری بر خریدن زمان و تعویق بحران استوار است. اکنون پس از گذشت چند ماه، آتشبس ناپایدار و شکننده برآمده از این دوانست طیفی از اهداف کوتاهمدت را در برگیرد؛ از کاهش فشارهای ناشی از محاصره دریایی و فراهمشدن امکان فروش نفت و واردات کالاهای اساسی گرفته تا مهار جهشهای تورمی و تزریق پول به کشور، ایجاد فرصتی برای بازسازی و تقویت ظرفیتهای پدافندی کشور و نیز خریدن زمان طلایی برای بازسازی و بازطراحی عملیاتی حزبالله لبنان و خارجکردن آن از زیر آتش رژیم صهیونیستی. در چنین چهارچوبی، محاسبات تهران بر این فرض استوار بود که حتی اگر در میانه آتش جنگ نیز بتوان توافقی شکننده و موقت از طرف مقابل گرفت و از این فاصله زمانی برای ترمیم توان اقتصادی و نظامی بهره برد، نوعی پیروزی تاکتیکی حاصل شده است. پیروزیای نه از جنس پایاندادن به منازعه، بلکه از جنس آمادگی بیشتر برای رویاروییهای بعدی. از این منظر، راهبرد ایران را میتوان در قالب همان ضربالمثل کهن ایرانی فهم کرد؛ تلاشی برای آنکه، در برابر خرس آمریکایی، بتوان «مویی کند» و آن را غنیمت شمرد.
