۱۴:۰۲ – ۲۳ تير ۱۴۰۵
در حالی که در بسیاری از نقاط جهان، سیاست به دنبالِ «خنثیسازیِ احساسات» برای رسیدن به توافق است، در ایران، «احساسات» خود به موتورِ محرکِ سیاست تبدیل شدهاند.
باشگاه خبرنگاران جوان – در روزی که تهران زیر بار سنگین سوگ و هیجان بود، آسمان پایتخت گویی خود نیز در سیاهیِ عزای ملی شرکت کرده بود. مراسم وداع با پیکر رهبر شهید انقلاب، تنها یک مراسم آیینی یا یک تشییع رسمی نبود؛ بلکه برخاستنِ موجی عظیم از احساسات بود که از لایههای عمیق جامعه ایران به سطح سیاسی و بینالمللی فوران میکرد. از همان ساعات نخست صبح، خیابانهای منتهی به مصلی امام خمینی، با جریانی از جمعیت بیشمار پر شده بود که نه تنها برای وداع با رهبر خود، بلکه برای ابراز موضعگیریم معمولی، به مثابه یک جریان اجتماعیِ متمرکز عمل میکرد. در این میان، اشیاء و نمادهای بصری نیز نقش مهمی ایفا میکردند. پوسترها، بنرها و نوشتههایی که در تمام سطح شهر دیده میشد، نشاندهنده این بود که سوگ برای رهبر، با یک «بیانیه سیاسی» علیه دشمنان خارجی گره خورده است. نامهای «دونالد ترامپ» و «بنیامین نتانیاهو» در کنار نامهای مذهبی و نمادهای مقاومت، در یک کادر بصری واحد قرار گرفته بودند که نشان از یک همگرایی میان «عقیده» و «کنشگری سیاسی» داشت.
محمد رسولی؛ صدایِ برخاسته از اعماقِ کلام
