جزئیات سلفی مرگبار در اصفهان

من و جلال و فرهاد دوستان قدیمی بودیم و با هم زیاد به تفریح و گشت و گذار می‌رفتیم. اغلب آخر هفته‌ها را به گشت و گذارهایمان اختصاص می‌دادیم. چهارم تیر هم یکی از همان آخر هفته‌هایی بود که برایش نقشه کشیده بودیم...

من و جلال و فرهاد دوستان قدیمی بودیم و با هم زیاد به تفریح و گشت و گذار می‌رفتیم. اغلب آخر هفته‌ها را به گشت و گذارهایمان اختصاص می‌دادیم. چهارم تیر هم یکی از همان آخر هفته‌هایی بود که برایش نقشه کشیده بودیم…

جزئیات سلفی مرگبار در اصفهان

سیتنا – من و جلال و فرهاد دوستان قدیمی بودیم و با هم زیاد به تفریح و گشت و گذار می‌رفتیم. اغلب آخر هفته‌ها را به گشت و گذارهایمان اختصاص می‌دادیم. چهارم تیر هم یکی از همان آخر هفته‌هایی بود که برایش نقشه کشیده بودیم. با هم قرار گذاشتیم جمعه بعدازظهر به کوه قله افوس در شهرستان فریدن استان اصفهان برویم. همه چیز خیلی خوب شروع شد. مثل همیشه همه پر انرژی به طرف مقصد رفتیم و در زمانی که در مسیر بودیم به شوخی و خنده گذشت. با وجود این شروع فوق‌العاده، فکر می‌کردیم که این سفر از همیشه بهتر است اما حیف که نشد.
 
به کوه افسون رسیدیم و بساط را پهن کردیم. هرکدام به کاری مشغول شدیم. یکی فرش را روی زمین پهن می کرد و وسایل را از ماشین بیرون می آورد، یکی مشغول درست کردن آتش برای کباب کردن گوشت بود و دیگری هم گوشت ها را آماده کباب شدن می کرد. جلال و فرهاد در همان حال که مشغول انجام وظایفشان بودند، مدام با هم شوخی می کردند و سربه سر هم می گذاشتند. صدای خنده هایمان خیلی بالا رفته بود و خیالمان راحت بود که در نزدیکمان کسی نیست که صدایمان اذیتش کند.

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

برای مشاهده متن کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *