
به گزارش خبرآنلاین جمیله کدیور در روزنامه اطلاعات نوشت: حملات ارتش آمریکا ابتدا متمرکز بر بنادر، پایگاههای موشکی و پهپادی و پدافند ساحلی ایران در جنوب (بندرعباس، قشم، چابهار، بوشهر، سیریک، اهواز و…) جهت کور کردن پدافند و رادارها و انهدام سایتهای پدافند هوایی بود. اما در روزهای اخیر، واشنگتن دامنه حملات را به عمق خاک ایران (مانند خنداب، سمنان و زیرساختهای انرژی و هدف قرار دادن فرودگاهها، خطوط راهآهن و زیرساختهای مواصلاتی) گسترش داده است تا ایران را وادار به تسلیم کند.
در همین حال، دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، تهدید کرد که هفته آینده حملات را گسترش خواهد داد تا نیروگاهها و پلها را هدف قرار دهد، مگر اینکه تهران به میز مذاکره بازگردد. در شبهای گذشته نیز ارتش آمریکا تهدیدهای خود را عملی کرده و بخشهایی از زیرساختهای غیرنظامی و انرژی (نظیر ایستگاههای برق و تعدادی پل در جنوب کشور) را بمباران کرده است. در مرکزیت از سرگیری خصومتها و حملات جدید، اختلاف بر سر تنگه هرمز عرب، از نظر سیاسی دور از ذهن است؛ هرچند تجربه نشان داده باید انتظار هر اقدامی را از طرف آمریکای ترامپ داشت. به علاوه، این امر از نظر سیاسی نیز برای ترامپ و متحدان جمهوریخواه او که برای انتخابات میاندورهای نوامبر آماده میشوند، مخرب خواهد بود.
با توجه به ملاحظات فوق، واشنگتن در موقعیت دشواری قرار دارد: در حالی که نمیخواهد واقعیت جدید در تنگه هرمز را بپذیرد، تصور میکند میتواند با زور و قلدری خواسته خود را اجرا کند و شرایط تنگه را به قبل از ۹ اسفند برگرداند.
ترامپ بر اساس دکترین «فشار حداکثری» تصور میکند با موج سوم حملات سنگین هوایی و بازگرداندن محاصره دریایی، میتواند اراده خود را بر ایران تحمیل کند و اوضاع تنگه هرمز را تحت کنترل خویش درآورد. واقعیت میدانی مبین آن است که توازن قوا در خلیجفارس تغییر کرده و ایران آمادگی بالایی برای پذیرش هزینهها و تحمیل درد متقابل به طرف مقابل و متحدانش دارد و تسلیم فشار ترامپ نمیشود. ترامپ باید بفهمد دوران تحمیل اراده یکجانبه در خلیجفارس به پایان رسیده و هرگونه پافشاری بر قلدری نظامی، تنها به غرق شدن بیشتر واشنگتن در یک جنگ فرسایشی بیپایان منجر خواهد شد.
17302
