خودش را گوشهی اتاق مچاله کرده تا جای کمی برای نشستن اشغال شود، مثل دختر بچهها دامن گلدارش در اطراف پهن زمین است، اتاق شاید به زحمت چهار متر باشد و برای همین هر لحظه این مادر جوان که «قرصیه» صدایش میزنند با خجالت و نگاهی روبه پایین روی زمین جا به جا میشود تا ما ذر این الونک راحت بنشینیم.

به گزارش انصاف نیوز، همسر قرصیه درست زمانی که تازه صاحب دختر کوچکی شده بود درگیر ازدواج مجددی میشود و خانه را برای همیشه ترک میکند و قرصیه در شهرستان هامون سیستان و بلوچستان با آن سن کم دخترش را به تنهایی به دندان میگیرد، اما حالا «حلیمه» دختر چهارده سالهاش حدود یک سالی است که نامزد کرده اما سرنوشتی همچون مادرش نصیبش شده است، دخترک با گونههای قرمز رنگ و صورت دخترانهاش لبخندی کم رنگ میزند و میگوید: «یک سال پیش نامزد کردیم اما چند ماه بعد رفت زاهدان و خبر زیادی ازش ندارم چون دیگه انگار منو یادش رفته.»
