زن 35 ساله که زندگی اش را در آستانه متلاشی شدن می دید با مراجعه به کارشناس اجتماعی کلانتری آبکوه مشهد، داستان زندگی خود را بازگو کرد.

روزنامه خراسان، وی گفت: تازه مقطع راهنمایی را به پایان رسانده بودم که «فرهاد» به خواستگاری ام آمد. آن زمان 15 سال بیشتر نداشتم و در شیطنت های دوران نوجوانی غرق بودم نه به ازدواج فکر می کردم و نه چیزی درباره آن می دانستم. فقط به خواست مادرم چادر رنگی را سرم انداختم و برای خانواده خواستگارم چای بردم. این گونه بود که چند روز بعد سر سفره عقد با جوانی نشستم که به تازگی گواهی نامه گرفته و به مسافرکشی مشغول بود.
