دیگر تحمل آن وضعیت را نداشتم، روزگار سختی را می گذراندم و از این که همسرم برای ترک اعتیاد امروز و فردا می کرد خیلی زجر می کشیدم تا این که روزی آخرین تصمیم خودم را گرفتم و …

به گزارش رکنا، این ها بخشی از اظهارات زن 27 ساله ای است که برای اعلام شکایت از یک مزاحم تلفنی وارد کلانتری شده بود و درحالی که بیان می کرد فردی قصد دارد با این مزاحمت های تلفنی سوء ظنی بین من و همسرم ایجاد کند و این گونه زندگی ام را به نابودی بکشاند، درباره قصه تلخ و شیرین زندگی اش به کارشناس اجتماعی کلانتری قاسم آباد مشهد گفت: 15 ساله بودم که «یحیی» به خواستگاری ام آمد، او جوانی 20 ساله بود و پس از ترک تحصیل در امور کشاورزی به پدرش کمک می کرد. آن زمان در یکی از روستاهای شهرستان درگز زندگی می کردیم و من گاهی «یحیی» را داخل روستا می دیدم.
