تصمیم عاشقانه یک زن در برابر مزاحمی که نمی شناختش!

دیگر تحمل آن وضعیت را نداشتم، روزگار سختی را می گذراندم و از این که همسرم برای ترک اعتیاد امروز و فردا می کرد خیلی زجر می کشیدم تا این که روزی آخرین تصمیم خودم را گرفتم و ...

دیگر تحمل آن وضعیت را نداشتم، روزگار سختی را می گذراندم و از این که همسرم برای ترک اعتیاد امروز و فردا می کرد خیلی زجر می کشیدم تا این که روزی آخرین تصمیم خودم را گرفتم و …

تصمیم عاشقانه یک زن در برابر مزاحمی که نمی شناختش!

به گزارش رکنا، این ها بخشی از اظهارات زن 27 ساله ای است که برای اعلام شکایت از یک مزاحم تلفنی وارد کلانتری شده بود و درحالی که بیان می کرد فردی قصد دارد با این مزاحمت های تلفنی سوء ظنی بین من و همسرم ایجاد کند و این گونه زندگی ام را به نابودی بکشاند، درباره قصه تلخ و شیرین زندگی اش به کارشناس اجتماعی کلانتری قاسم آباد مشهد گفت: 15 ساله بودم که «یحیی» به خواستگاری ام آمد، او جوانی 20 ساله بود و پس از ترک تحصیل در امور کشاورزی به پدرش کمک می کرد. آن زمان در یکی از روستاهای شهرستان درگز زندگی می کردیم و من گاهی «یحیی» را داخل روستا می دیدم.

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

برای مشاهده متن کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *