هنوز از مجتبی جدا نشده بودم که با سینا به خانه اش رفتم!

روزی که خودزنی کردم و رگ دستم را بریدم، دوست داشتم با همسر اولم تماس بگیرم و از او بخواهم که به دنبالم بیاید و من را از این زندگی جهنمی نجات دهد اما ...

روزی که خودزنی کردم و رگ دستم را بریدم، دوست داشتم با همسر اولم تماس بگیرم و از او بخواهم که به دنبالم بیاید و من را از این زندگی جهنمی نجات دهد اما …

هنوز از مجتبی جدا نشده بودم که با سینا به خانه اش رفتم!

به گزارش رکنا، زن 29 ساله در حالی که مرجوعه قضایی شکایت از برادر و پدرش را در دست داشت، در شرح داستان زندگی اش به کارشناس اجتماعی کلانتری شفای مشهد گفت: 29سال قبل در شهر مشهد متولد شدم. پدرم کارمند یکی از ادارات دولتی و مادرم خانه دار بود و دو خواهر بزرگ تر و یک برادر کوچک تر از خودم داشتم.

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

برای مشاهده متن کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *