۱۴۰۴/۱۲/۲۷

به گزارش روزپلاس، مرگ به عنوان اصلیترین کلیدواژه در تضاد معنایی کامل با زندگی قرار دارد و با وجود گسترش علم و غلیان تکنولوژی، همچنان مرگ موضوعیست که تمامی علوم در مقابل آن ناتوان و حقیرند و هنوز نمیشود از زندگی حرف زد و توجهی و نیمنگاهی به مرگ نداشت. مرگ به عنوان اصلیترین مسئله فلسفی عمر انسان روی کره خاکی، همچنان موضوعی مجهول است و همین عدم آگاهی و حقارت در شناخت مرگ است که زندگی را عملی درخور و غنی میسازد. در روزگاری که تکنولوژی بر زندگی انسان نسبتا مدرن سایه عمیقی انداخته و گویی هر لحظه از سرچشمه طبیعی خود دور و دورتر میشود، مرگ ادیب، هنرمند و یا شاعر موضوعی دردناکتر از قبل است، زیرا مرگ مولف، جهان را خالیتر از قبل میکند و انگار حضور هنرمند بر این خاک به مدد اثری که خلق میکند همچنان هموارکننده مسیری برای جداشدن از این جهان ماشینیست، که انسان را به روزمرگی و ملال وا میدارد.
حتی اگر خود هنرمند با د میراترین هنرهاست؛ در لحظه ایجاد میشود و سپس میمیرد و فرایند زایش و مرگ چنان توامان با یکدیگر و به هم نزدیک است که متوجه وفات لحظهها نمیشویم، هرچند به لطف دوربینها، تئاتر نیز از لحاظ تاریخی به ثبت میرسد، اما تجربهای که مخاطب در حین تماشا در محل اجرا کسب کرده است بهواسطه دوربین قابلیت تکرار و بازتولید ندارد و دیگر نمیشود چیزی را که در حین تماشا حس و با آن همراه شده تجربه کرد؛ شاید همین عامل است که در طی سالیان دراز سبب شده است که تئاتر هیچگاه به یغمای تمام نرود. دورانی بوده است که در دل تاریخ، این هنر کمتر توان حضور در میان مردم را داشته، اما هیچوقت به پایان نرسیده یا که منقرض نشده است. در سرزمین ما نیز، امروزه عدهای نانشان را در تئاتر از زیرسنگ به دست میآورند و نامشان شتابان میرود تا برروی سنگ بشنیند و ما به رسم هرساله دست به نگارش و تهیه گزارشی با موضوع متوفیان این حرفه میزنیم و پس از اتمام گزارش، متوجه میشویم نامهایی از بین ما رفتند که در طول عمر هنری خود به تئاتر ما اعتبار بخشیدند و شاید تا سالها جای خالیشان پر نشود.
در ادامه مروری داریم بر هنرمندان درگذشته تئاتر که در سال ۱۴۰۴ از میان ما رفتند.
