از لحظه ای که به حقیقت تلخ و زجرآور ماجرای ازدواجم پی بردم که چگونه یک سال فریب برنامه ریزی های حساب شده یک زن را خورده ام، همانند اسپند روی آتشی هستم که از شدت خشم بالا و پایین می پرم و نمی توانم تصمیم درستی بگیرم چرا که …

به گزارش خراسان، این ها بخشی از اظهارات جوان 40 ساله ای است که برای شکایت از یک زن به اتهام فریب در ازدواج وارد کلانتری شده بود. این مرد با بیان این که قصه ازدواج من برای هیچ کس باورپذیر نیست، درباره این ماجرای عجیب به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری سجاد مشهد گفت: حدود 18ماه قبل، زمانی که در فضای مجازی سیر می کردم، با خانم 26 ساله ای در یکی از شبکه های اجتماعی آشنا شدم که خود را پرستار یکی از بیمارستان های بزرگ دولتی در مشهد معرفی می کرد. او می گفت پدرش نیز با 28 سال سابقه کار به عنوان سرپرستار در همان بیمارستان کار می کند و به زودی بازنشسته خواهد شد.
