
یکی از اصلیترین ویژگی ذهنیت کمالگرا در فضای مدیریتی ایران،غلبه «تفکر صفر و صدی» است در این پارادایم،یا باید طرحی اجرا کرد که همه ابعاد آن بینقص و جامع و مانع باشد،یا اصلاً نباید شروع کرد.
به گزارش خبرنگار مهر،در تالارهای کنفرانس، اتاقهای فکر و نشستهای راهبردی نخبگان ایرانی، همواره جریانی از ایدههای درخشان و طرحهای آرمانی در سیلان است.
از بازطراحی نظام بانکی گرفته تا تحول در ساختار آموزشی و نوسازی بافتهای فرسوده؛ طرحهایی که روی کاغذ، ایران را در تراز پیشرفتهترین کشورهای جهان قرار میدهند. اما وقتی نوبت به مرحله «اجرا» میرسد، گویی نیرویی نامرئی ترمز قطار پیشرفت را میکشد.
کمالگرایی اگر به معنای کیفیتخواهی باشد، فضیلت است؛ اما اگر به معنای بهانهای برای عمل نکردن باشد، بزرگترین دشمن پیشرفت است.زمان آن رسیده است که ایدههای بزرگمان را از حصار وسواسهای ذهنی آزاد کنیم و به جای انتظار برای رسیدن به قله مطلق، قدم اول را در دامنه برداریم.
توسعه، جای کسانی نیست که منتظر ایستگاه آخر هستند، بلکه جای کسانی است که از سفر کردن و آموختن در مسیر، هراسی ندارند.باید به جای فریاد زدن همه چیز یا هیچ چیز، به منطق اندکی بهتر از دیروز ایمان بیاوریم. این، راه نجات ایدههای بزرگ است.
