۱۴۰۴/۰۵/۳۱

به گزارش روزپلاس، قرن بیستویکم را میتوان نقطه عطفی در تحولات ژئوپلیتیک و بازتعریف الگوهای منازعه دانست. در این عصر، منطق جنگ بهطور بنیادین تغییر کرده است: رقابت میان قدرتها الزاماً در میدانهای نبرد سخت و برخورد مستقیم ارتشها جریان نمییابد، بلکه در عرصههای به ظاهر نرمتری چون اقتصاد، زیرساخت، شبکههای ترابری، فناوری و حتی معنا و هویت تمدنی پیگیری میشود. در چنین بستر تحولیافتهای، پدیدهای که امروزه با عنوان «جنگ کریدورها» شناخته میشود، بهمثابه مصداق بارز این تغییر پارادایم مطرح است.
کریدورها دیگر صرفاً مسیرهای حملونقل جادهای یا ریلی محسوب نمیشوند، بلکه به ستون فقرات نظم نوین جهانی بدل شدهاند. هر مسیر ترانزیتی، در مقام یک «خط حیات»، نهتنها تعیین میکند انرژی و کالاها از کدام جغرافیا عبور کنند، بلکه بهطور مستقیم موقعیت ژئوپلیتیک کشورها را بازتعریف میسازد و در عین حال بستر جریان فرهنگی، اجتماعی و هویتی ملتها را نیز شکل میدهد. به بیان دیگر، کریدورها همزمان ۳ حوزه کلیدی را تحت تأثیر قرار میدهند: قدرت سخت و کنترل جغرافیای سیاسی، قدرت اقتصادی و تولید ثروت، و قدرت نرم و بازآفرینی روایتهای تمدنی. بر همین اساس، میتوان استدلال کرد که جنگ کریدورها «جنگ قرن بیستویکم» است؛ جنگی که در آن بازیگران به جای تبادل آتش در میدانهای نبرد، مسیر تبادل کالا، انرژی و فرهنگ را کنترل و مدیریت میکنند. برنده این منازعه الزاماً قدرتی با بزرگترین ارتش یا منابع طبیعی نیست، بلکه بازیگری است که بتواند کریدورها را از سطح صرفاً ترانزیتی به سطح راهبردی – تمدنی ارتقا دهد و از آنها بهعنوان اهرمی برای طراحی نظم آینده بهره گیرد.
ایران و قفقاز؛ نقطه اتصال یا میدان حذف؟
