در طول این سالهایی که از زندگی مشترک با شوهرم می گذشت، فضایی سراسر تنش، اختلاف و بد رفتاری را تجربه کردم.

به گزارش رکنا، در یک خانواده شلوغ و از نظر اقتصادی بسیار ضعیف و در یکی از مناطق حاشیه ای زندگی می کردیم. پدرم همیشه عصبی و پرخاشگر بود و ما بچه ها هیچ گاه مورد مهر و توجه پدر قرار نگرفتیم. به محض اینکه کلاس سوم راهنمایی را به اتمام رساندم، پدرم که اعتقادی به تحصیل به خصوص برای دختران نداشت، مرا مجبور به ترک تحصیل کرد تا اینکه طبق سنت و فرهنگ منطقه ای در سن 16 سالگی با تصمیم و اجبار پدر با یکی از دوستان پدرم با اختلاف سنی 15 سال ازدواج کردم تا به نوعی بار مالی و هزینه ای برای خانواده نداشته باشم.
