۱۴۰۴/۰۶/۳۱

به گزارش روزپلاس، منطقه خلیج فارس، به عنوان یکی از حیاتیترین شاهراههای ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک جهان، در آستانه یک دگرگونی عمیق در معماری امنیتی خود قرار دارد. پیمان راهبردی اخیر میان عربستان سعودی و پاکستان، که در ظاهر رسمیسازی شایعات دیرین در خصوص «چتر هستهای» اسلامآباد برای ریاض است، صرفاً یک توافق دوجانبه نیست؛ بلکه نمودی آشکار از تغییر پارادایم در نظم منطقهای و پاسخی به تحولات شتابان در عرصه بینالمللی است. برای درک ابعاد این پیمان، باید آن را در سه لایه تحلیل کرد: ریشههای تاریخی و زمینههای بینالمللی، منطق انتخاب پاکستان و پیامدهای منطقهای و رقابت قدرتهای نوظهور.
1. زمینه تاریخی و بینالمللی: افول چتر حمایتی آمریکا و ضرورت یافتن جایگزین
حضور قدرتهای فرامنطقهای و هستهای در خلیج فارس امری جدید نیست. از دوران استعمار بریتانیا تا هژمونی ایالات متحده پس از دهه 1970، امنیت کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس همواره به یک قدرت خارجی گره خورده بود. “چتر حمایتی فراگیر” آمریکا، که جنبههای نظامی، سیاسی و هستهای را در بر میگرفت، به این کشورها اجازه داد تا با حل “معمای بقا”، مسیر رشد و توسعه اقتصادی را با دغدغه امنیتی کمتری طی کنند.
