
یک متخصص روانشناسی سلامت ضمن تشریح مکانیسم درگیری مغز با تروماهای سنگین و سوگ، گفت: برای جلوگیری از فروپاشی روانی افراد درگیر در بحرانهای جنگی، مداخلات تخصصی و بالینی اجتنابناپذیر است.
به گزارش خبرگزاری مهر، زهره نمدمالی، متخصص روانشناسی سلامت و استاد دانشگاه، با اشاره به تفاوت ماهوی میان سوگ هنجار و اختلال سوگ پیچیده گفت: در یک سوگ طبیعی، فرد بهصورت بیولوژیک بین دو وضعیت دنیای بدون عزیز و تلاش برای بازگشت به زندگی نوسان میکند و این جابهجایی مداوم به مغز اجازه میدهد تا بهتدریج با واقعیت دردناک کنار بیاید، اما در سوگ پیچیده، این فرایند پویا متوقف شده و فرد در یک وضعیت انجماد عاطفی گیر میکند.
وی با بیان اینکه سوگ پیچیده باعث میشود سیستم عصبی در یک حلقه بیپایان از تنش باقی بماند،تلف زندگی میگردد.
وی با تأکید بر لزوم رصد نشانههای رفتاری در اطرافیان تصریح کرد: اگر فردی پس از گذشت بیش از ۶ ماه از فقدان، همچنان با آشفتگی شدید در ظاهر، بیتوجهی به بهداشت فردی، انزوای کامل اجتماعی و ناتوانی در صحبت درباره متوفی بدون فروپاشی عصبی مواجه است، دیگر با یک غم ساده روبرو نیستیم؛ بلکه با یک وضعیت بالینی خطرناک مواجهیم.
این روانشناس در مصاحبه با رادیو گفتگو خاطر نشان کرد: درمان سوگ پیچیده نیازمند رویکردهای تخصصی است که از عهده اطرافیان یا مشاوران عمومی خارج است؛ در این مرحله، روانشناس بالینی باید با استفاده از پروتکلهای درمانی خاص و در صورت لزوم با همکاری روانپزشک جهت تعدیل ناقلهای عصبی، به بیمار کمک کند تا گرههای کورتکس مغز باز شده و مسیر بازگشت او به زندگی هموار شود.
