
خرمآباد- در یکی از اتاقهای آرام بیمارستان، جایی که صداها آهستهتر از همیشه حرکت میکنند، مجروح ۱۴ ساله جنگ تحمیلی دشمن در سکوتی عمیق برای زندگی میجنگد.
خبرگزاری مهر- گروه استانها: بعضی سکوتها، خالی نیستند. برعکس، پر از صدا هستند. صدای دعا،صدای نگرانی، صدای امیدهایی که آهسته در دلها تکرار میشوند…
در یکی از اتاقهای بیمارستان، سکوتی جریان دارد که از هر فریادی بلندتر است. در این سکوت، پسری نوجوان، با بدنی زخمی، اما با قلبی که هنوز میتپد، برای بازگشت میجنگد..نامش «محمدحسین» است. این گزارش روایت تلخ محمد حسین و زخمی عمیق از جنگ تحمیلی دشمن است.
مسیری که در امیدها… پزشکان، از تلاش ادامهدار میگویند… خانواده، از صبر… دوستان، از انتظار… و همه، از «امید»…
در آن اتاق آرام، نبضی میزند. آهسته، اما پیوسته. نبضی که فقط نشانه زندگی نیست، نشانه امید است.
محمدحسین، هنوز در سکوت است، اما این سکوت، پایان داستان نیست.

همه منتظرند، همه منتظریم، همه دعا میکنند… برای لحظهای که چشمانش باز شود، لبخندش برگردد، و صدایش، دوباره در مسجد و کلاس، طنین بیندازد. و شاید آن روز، این سکوت،به زیباترین صدا تبدیل شود…
