در حالی که همسایگان شمالی و غربی ایران با تکیه بر ذخایر گازی بسیار کمتر، اقتصاد خود را با درآمدهای کلان صادراتی به پیش میبرند، ایران که صاحب دومین ذخایر عظیم گاز جهان است در چرخهای معیوب از مصرف افسارگسیخته داخلی، یارانههای ویرانگر و تحریمهای فلجکننده گرفتار شده است. تولید سالانه حدود ۲۷۰ میلیارد متر مکعب گاز طبیعی، که میتوانست ایران را به یکی از قدرتهای تعیینکننده بازار انرژی منطقه و جهان تبدیل کند، عمدتاً در داخل کشور میسوزد؛ آن هم به شکلی که نه تنها مازاد صادراتی ایجاد نمیکند، بلکه در فصول سرد سال حتی به واردات گاز از ترکمنستان وابسته میشود. این پارادوکس نه یک بحران فنی، بلکه نتیجه سیاستگذاریهای ناکارآمد، عدم اصلاح یارانهها و انفعال دیپلماتیک است که فرصتهای طلایی را به باد میدهد.
درصد این حجم یعنی یعنی حدود ۲۶۵ میلیارد متر مکعب، در داخل کشور مصرف میشود. یارانههای سنگین انرژی که قیمت گاز را به کمتر از ۰.۱ دلار برای هر متر مکعب رسانده، صنایع پرمصرف مانند پتروشیمی، فولاد و سیمان را به غولهای مصرفکننده تبدیل کرده و بیش از ۳۵ درصد تولید گاز را به این بخشها اختصاص میدهد. بخش خانگی و تجاری با ۳۳ درصد و نیروگاههای برق با ۲۸ درصد، مجموعاً بیش از ۶۰ درصد گاز تولیدی را میبلعند و برق ارزان برای مصرفکننده نهایی، اما گران برای تولیدکننده فراهم میکنند.
