۱۴۰۴/۰۱/۱۰

به گزارش روزپلاس، سیستم اقتصادی سوسیالیسم از سال 1917 میلادی در روسیه شکل گرفت و طی چند دهه در قرن بیستم، تحولات زیادی را تجربه کرد. در دهه پایانی این قرن، بسیاری از کشورهای وابسته به این سیستم دچار فروپاشی شدند. در دوران برپایی کمونیزم، به دلیل شعارهای انقلابی که به نفع مستضعفان سر داده میشد، کشورهای اسلامی شاهد واکنشهایی بودند و در پی جذب ایدههای سوسیالیستی، به بررسی این نظریات پرداخته و بعضاً تلاش داشتند تا اسلام را بهعنوان الگویی قویتر از سوسیالیسم، برای تأمین عدالت و آزادی معرفی کنند.
این مباحث بهتدریج به ادبیات اقتصادی اسلامی هم وارد شد و بصورت جدی مطرح گردید. در مواجهه با سوسیالیسم، دانشمندان اسلامی به دنبال این بودند که نشان دهند اسلام میتواند عدالت را همراه با آزادی فراهم آورد، همانطور که در سوسیالیسم از این مفاهیم سخن گفته میشود. در این راستا، مفاهیم عدالت اجتماعی و برابری، که در سوسیالیسم بسیار برجسته است، در ادبیات اسلامی نیز بطور ویژهای مورد توجه قرار گرفت. با رشد مباحث اقتصادی اسلامی و تأکید بر عدالت اجتماعی، این شبهه مطرح شد که سیستم اقتصادی اسلام مشابه سوسیالیسم است. چهاینکه یکی از اصلیترین اصول سوسیالیسم، تأکید بر برابری انسانها و توزیع عادلانه داراییها و درآمدهاست و اسلام نیز در بسیاری از اصول خود، به مسائلی چون توزیع ثروت و عدم تمرکز آن توجه داشته و به دنبال ایجاد برابری و عدالت در جامعه است. موضوع توزیع درآمدها و نقش دولت در هر دو سیستم باعث شده تا برخی به اشتراکاتی در نحوه توزیع ثروت و منابع اشاره کنند که موجب نزدیک شدن این دو سیستم بهنظر برسد.
همچنین، همانطور که سوسیالیسم به نوعی مخالف تراکم ثروت در دست افراد خاص است و به دولت اجازه میدهد که مالکیت بر ابزار تولید را در اختیار بگیرد؛ در اسلام نیز، در زمینه مالکیت، به اصل عدالت توجه ویژهای میشود، اگرچه اسلام بطور مستقیم به حذف مالکیت خصوصی نمیپردازد. دولت در ساختار اقتصادی اسلام نیز در مراتبی و به نسبتهایی نقش نظارتی و توزیعی دارد که در برخی از موارد با دیدگاههای سوسیالیستی مشابه است.
