
حقوق بشر بهعنوان بنیان کرامت انسانی و معیار عدالت در نظام بینالملل، همواره ابزاری برای ارزیابی مشروعیت دولتها در عرصه داخلی و خارجی بوده است؛ کانادا در دهههای اخیر خود را بهعنوان یکی از مدافعان اصلی در این حوزه معرفی کرده است؛ این کشور طی سالهای اخیر، همزمان با پیشبرد چندین دور تحریم به بهانه نقض حقوق بشر در دیگر کشورها، نقش محوری در تصویب و تمدید قطعنامههای مرتبط با وضعیت حقوق بشر ایفا کرده است.
با این حال، بررسی دقیق وضعیت داخلی کانادا، بهویژه بر اساس یافتههای نهادهای مستقل بینالمللی، پرسشهای جدی درباره اعتبار این ادعا و وجود استانداردهای دوگانه مطرح میسازد؛ چگونه کشوری که دیگران را به نقض حقوق بشر متهم میکند، خود همچنان با پیامدهای حلنشده تاریخ استعماری، تبعیض ساختاری و نژادپرستی نظاممند مواجه است؟
