۱۴۰۴/۰۹/۲۹
به گزارش روزپلاس، اظهارات اخیر حسن روحانی در دیدار با اعضای دولت پیشین، واجد دلالتهای راهبردی مهمی است که نمیتوان از کنار آن بهسادگی عبور کرد. اذعان صریح وی به اینکه «برجام آغاز مسیر بوده» و توافقاتی در تماس تلفنی با باراک اوباما درباره مراحل دوم و سوم برجام صورت گرفته بود، در واقع پرده از پروژهای برمیدارد که ماهیت آن فراتر از یک توافق هستهای صرف بوده است.
آنچه روحانی از آن با عنوان «برجام دوم و سوم» یاد میکند، بهروشنی ناظر بر دو مؤلفه بنیادین قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران است: نخست، نقش منطقهای ایران، عمق راهبردی و محور مقاومت؛ و دوم، توان دفاعی و بازدارندگی کشور، بهویژه در حوزه موشکی. این همان نقطهای است که در همان مقطع، با تذکر صریح، هشدارآمیز و آیندهنگرانه شهید حاج قاسم سلیمانی مواجه شد؛ هشداری که امروز با گذر زمان، ابعاد راهبردی آن بیش از پیش آشکار شده است.
در صورت عملیاتی شدن چنین توافقی، پیامدهای آن صرفاً محدود به میز مذاکره یا ادبیات دیپلماتیک نمیماند، بلکه مستقیماً موازنه قدرت در غرب آسیا را به زیان ایران دگرگون میکرد. در گام نخست، عمق راهبردی ایران در منطقه دچار فروپاشی میشد؛ یمن، لبنان و عملاً کل جبهه مقاومت از معادلات بازدارندگی ایران حذف میشدند و ایران به بازیگری منزوی و فاقد بازوهای پیشدستانه در محیط پیرامونی خود تقلیل مییافت.
