۱۴۰۵/۰۱/۲۳

به گزارش روزپلاس، مهمترین دستاورد استراتژیک مقاومت در جنگ کنونی، دستاورد وحدت جبههها است که پیامدهای جغرافیایی گسترده آن در سراسر منطقه از جمله در مناطق حساس و استراتژیک تنگه هرمز و بابالمندب تا دریای مدیترانه مشهود است و ویژگیهای جدیدی را برای منطقه به ارمغان میآورد که در تغییرات ژئوپلیتیک آن نمود پیدا میکند.
این تغییرات دارای یک رویکرد استراتژیک مرتبط با موازنه قوا است و باعث می شود نیروهای مقاومت به محوری با نفوذ در تحولات منطقهای تبدیل شوند و راه را بر اجرای پروژه «اسرائیل بزرگ» ببندند. این اتفاق همچنین متضمن یک پیامد سیاسی است که در کاهش هژمونی خارجی و کاهش قدرت دلارهای نفتی برای کنترل دولتها و گرایشهای آنها تاثیرگذار است.
در این شرایط، منافع ملی هر کشور دارای حاکمیت ایجاب میکند که این فرصت تاریخی را غنیمت شمرده و مسیرهایی را انتخاب کند که به آزادی ملی و پروژه حاکمیتی آن خدمت کند. با توجه به موضوع لبنان و به دلیل ویژگیها و وضعیت پیچیده این کشور، دو مسیر شکل میگیرد: یکی مسیر مقاومت، که مسیر وحدت جبههها را به عنوان یک پروژه استراتژیک انتخاب کرده است، و دیگری مسیر عادیسازی که دولت آن را پذیرفته و رویکرد «مذاکره بدون برگه های قدرت» و «حساب کردن روی وعدههای آمریکا» را انتخاب کرده است.
